ايلنا: محمدعلي بهمني(شاعر و غزلسرا) در پاسخ به اظهارات ضياء موحد(شاعر و
منتقد ادبي) كه در سخنراني خود پيرامون كتاب تازهاش، مساله غزل را تمام
شده عنوان كرده بود، ضمن انتقاد به چنين ديدگاههايي؛ بر پايداري غزل
تاكيد كرد.
وي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، ضمن بياساس خواندن اظهارات افرادي كه غزل را تمام شده ميخوانند، افزود: البته من به جايگاه اشخاص متعرض نميشوم و معتقدم اظهارات برخي از آنها قابل تامل و بررسي است، اما فكر نميكنم صدور چنين حكمهايي از پايه صحيح باشد.
اين غزلسرا در ادامه گفت: پيشتر نيز خيلي از آقايان فاتحه غزل را خوانده بودند، اما عملا ميتوان جايگاه غزل را در خواستگاههاي جوانان و آثار غزلسرايان جوان به وضوح مشاهده كرد. بنابراين حضور جوانان علاقهمند در اين حوزه خود مبين اين است كه دوره غزل به سر نيامده و نخواهد آمد.
بهمني درمورد قالب غزل اشاره كرد: غزل؛ يك شكل شعري است و اصولا يك شاعر اثرش را باتوجه به تواناييها و تسلطاش در يك قالب به اجرا ميگذارد. از اين حيث قالبهايي همچون سپيد و آزاد نيز از اين قاعده مستثني نيستند.
اين شاعر معتقد است؛ چنين اظهارنظرهايي كه غزل جايگاهي در آينده نخواهد داشت، عموما ازسوي اشخاصي بيان ميشود كه نه تنها تسلطي بر سرايش غزل ندارند بلكه زيست دروني در غزل نداشتهاند و به قولي ويژگيها و كم و كيف اين قالب را لمس نكردهاند.
وي ضمن بيان اين مطلب كه برخي، فريب چنين اظهاراتي را ميخورند، اضافه كرد: هيچكس نميتواند درمورد قالب خاصي از شعر حكم كند و سرنوشت آن را مختومه اعلام كند. به نظر من حتي اگر يك غزلسرا بخواهد شعر سپيد يا آزاد را مختومه اعلام كند، اشتباه بزرگي مرتكب شده است.
بهمني با اشاره به شعر فروغ فرخزاد گفت: فروغ فرخزاد در اشعار نخستيناش، شعر كلاسيك و خصوصا غزل را تجربه كرد و غزل بامطلع «چون سنگها صداي مرا گوش كني/ سنگي و ناشنيده فراموش ميكني» يكي از زيباترين آثار اين شاعر است. اما فروغ در ادامه با ورود به قالب شعر آزاد، ترجيح داد آثار بعدياش را در اين قالب بسرايد و اين نشان ميدهد كه همه قالبها قابليت پذيرش شعر را دارند.
اين شاعر معتقد است: شعر ماهيتي است كه به صرف شعريت داشتن اين قابليت را دارد كه در هر قالبي سروده شود و زيباييهاي خود را محقق كند و تنها نكته مهم اين است كه شاعر تسلط كافي بر قالب انتخاب شدهاش؛ داشته باشد.
وي در پاسخ به ادعاهايي مبني بر وجود تنگناها درقالب غزل گفت: وجود اوزان عروضي و رعايت رديف و قافيه، حكما براي افرادي كه با غزل نزيسته و تواناييهاي لازم در اين حوزه را ندارند، تنگنا محسوب ميشود اما براي شاعري كه با غزل زندگي كرده، چنين مواردي تعيينكننده حدود نيستند.
بهمني اضافه كرد: درهر قالبي، اصول و قواعدي هست كه شاعر از آنها تبعيت ميكند. مگر تمام شعرهايي كه درقالب آزاد سروده شدهاند، اشعار خوبي هستند؟! به نظر من خيلي از اين اشعار حتي به يك بار خواندن هم نميارزند، كما اينكه خيلي از غزلها هم ارزش يك بار خواندن را ندارند.
وي همچنين اظهار داشت: زندهياد حسين منزوي؛ غزلسراي ماهري بود كه به سرايش آثار آزاد نيز ميپرداخت اما خيليها معتقد بودند بهتر است منزوي تنها غزل بگويد. همچنين تعدادي از اشعار آزاد من نيز چندي پيش در شماره جديد نشريه پيك سبز منتشر شد و برخي باز چنين نظراتي داشتهاند.
اين غزلسرا با تائيد اين مسئله كه شعر به فراخور زمان به تحول نياز دارد، گفت: در غزل نيز شاهد تحولات متعددي در آثار شاعران جوان هستيم كه پاسخگوي ذائقه نوپسند نسلهاي جديد هستند. بنابراين اين فرضيه كه قالب غزل چون يك قالب قديمي است، نميتواند در پروسههاي زماني متحول شود، درست نيست.
بهمني درباره ترجمه شعر نيز افزود: قبول دارم كه ترجمه شعرهاي سپيد و آزاد به زبانهاي بينالمللي به مراتب آسانتر از ترجمه غزل است، اما اين مشكل متوجه غزلسرايان نيست و به مترجمان برميگردد.
وي خاطرنشان شد: آثار مولانا، پس از گذشت قرنها به زبان انگليسي ترجمه شده و در آمريكا از پرفروشترين كتابها به شمار ميآيد. زيرا ترجمه اين آثار، كاريست كارستان و فروش بالاي آن گواه بر اين مدعاست. بنابراين ميشود يك غزل را هم طوري ترجمه كرد كه توجه خارجيان را به خود جلب كند.
از نگاه اين غزلسرا آنچه مهم است، شعريت اثر است و اگر مترجمي با تسلط بر زبان مبدا و مقصد يك غزل را ترجمه كند، زيباييهاي هنري غزل حفظ شده و از بين نخواهد رفت.
وي در اين باره اضافه كرد: آثار بسياري از شاعران معروف جهان كه در سرزمين خود جايگاهي دارند؛ به فارسي ترجمه شده و مورد توجه مخاطبان شعر قرار نگرفته، چراكه ترجمه خوبي نداشته است. اما بهعنوان مثال زندهياد احمد شاملو باتوجه به تسلطي كه در حوزه شعر داشت در ترجمههاي آزاد خود بسيار موفق بود و حاصل كارش به دل مينشست.
وي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، ضمن بياساس خواندن اظهارات افرادي كه غزل را تمام شده ميخوانند، افزود: البته من به جايگاه اشخاص متعرض نميشوم و معتقدم اظهارات برخي از آنها قابل تامل و بررسي است، اما فكر نميكنم صدور چنين حكمهايي از پايه صحيح باشد.
اين غزلسرا در ادامه گفت: پيشتر نيز خيلي از آقايان فاتحه غزل را خوانده بودند، اما عملا ميتوان جايگاه غزل را در خواستگاههاي جوانان و آثار غزلسرايان جوان به وضوح مشاهده كرد. بنابراين حضور جوانان علاقهمند در اين حوزه خود مبين اين است كه دوره غزل به سر نيامده و نخواهد آمد.
بهمني درمورد قالب غزل اشاره كرد: غزل؛ يك شكل شعري است و اصولا يك شاعر اثرش را باتوجه به تواناييها و تسلطاش در يك قالب به اجرا ميگذارد. از اين حيث قالبهايي همچون سپيد و آزاد نيز از اين قاعده مستثني نيستند.
اين شاعر معتقد است؛ چنين اظهارنظرهايي كه غزل جايگاهي در آينده نخواهد داشت، عموما ازسوي اشخاصي بيان ميشود كه نه تنها تسلطي بر سرايش غزل ندارند بلكه زيست دروني در غزل نداشتهاند و به قولي ويژگيها و كم و كيف اين قالب را لمس نكردهاند.
وي ضمن بيان اين مطلب كه برخي، فريب چنين اظهاراتي را ميخورند، اضافه كرد: هيچكس نميتواند درمورد قالب خاصي از شعر حكم كند و سرنوشت آن را مختومه اعلام كند. به نظر من حتي اگر يك غزلسرا بخواهد شعر سپيد يا آزاد را مختومه اعلام كند، اشتباه بزرگي مرتكب شده است.
بهمني با اشاره به شعر فروغ فرخزاد گفت: فروغ فرخزاد در اشعار نخستيناش، شعر كلاسيك و خصوصا غزل را تجربه كرد و غزل بامطلع «چون سنگها صداي مرا گوش كني/ سنگي و ناشنيده فراموش ميكني» يكي از زيباترين آثار اين شاعر است. اما فروغ در ادامه با ورود به قالب شعر آزاد، ترجيح داد آثار بعدياش را در اين قالب بسرايد و اين نشان ميدهد كه همه قالبها قابليت پذيرش شعر را دارند.
اين شاعر معتقد است: شعر ماهيتي است كه به صرف شعريت داشتن اين قابليت را دارد كه در هر قالبي سروده شود و زيباييهاي خود را محقق كند و تنها نكته مهم اين است كه شاعر تسلط كافي بر قالب انتخاب شدهاش؛ داشته باشد.
وي در پاسخ به ادعاهايي مبني بر وجود تنگناها درقالب غزل گفت: وجود اوزان عروضي و رعايت رديف و قافيه، حكما براي افرادي كه با غزل نزيسته و تواناييهاي لازم در اين حوزه را ندارند، تنگنا محسوب ميشود اما براي شاعري كه با غزل زندگي كرده، چنين مواردي تعيينكننده حدود نيستند.
بهمني اضافه كرد: درهر قالبي، اصول و قواعدي هست كه شاعر از آنها تبعيت ميكند. مگر تمام شعرهايي كه درقالب آزاد سروده شدهاند، اشعار خوبي هستند؟! به نظر من خيلي از اين اشعار حتي به يك بار خواندن هم نميارزند، كما اينكه خيلي از غزلها هم ارزش يك بار خواندن را ندارند.
وي همچنين اظهار داشت: زندهياد حسين منزوي؛ غزلسراي ماهري بود كه به سرايش آثار آزاد نيز ميپرداخت اما خيليها معتقد بودند بهتر است منزوي تنها غزل بگويد. همچنين تعدادي از اشعار آزاد من نيز چندي پيش در شماره جديد نشريه پيك سبز منتشر شد و برخي باز چنين نظراتي داشتهاند.
اين غزلسرا با تائيد اين مسئله كه شعر به فراخور زمان به تحول نياز دارد، گفت: در غزل نيز شاهد تحولات متعددي در آثار شاعران جوان هستيم كه پاسخگوي ذائقه نوپسند نسلهاي جديد هستند. بنابراين اين فرضيه كه قالب غزل چون يك قالب قديمي است، نميتواند در پروسههاي زماني متحول شود، درست نيست.
بهمني درباره ترجمه شعر نيز افزود: قبول دارم كه ترجمه شعرهاي سپيد و آزاد به زبانهاي بينالمللي به مراتب آسانتر از ترجمه غزل است، اما اين مشكل متوجه غزلسرايان نيست و به مترجمان برميگردد.
وي خاطرنشان شد: آثار مولانا، پس از گذشت قرنها به زبان انگليسي ترجمه شده و در آمريكا از پرفروشترين كتابها به شمار ميآيد. زيرا ترجمه اين آثار، كاريست كارستان و فروش بالاي آن گواه بر اين مدعاست. بنابراين ميشود يك غزل را هم طوري ترجمه كرد كه توجه خارجيان را به خود جلب كند.
از نگاه اين غزلسرا آنچه مهم است، شعريت اثر است و اگر مترجمي با تسلط بر زبان مبدا و مقصد يك غزل را ترجمه كند، زيباييهاي هنري غزل حفظ شده و از بين نخواهد رفت.
وي در اين باره اضافه كرد: آثار بسياري از شاعران معروف جهان كه در سرزمين خود جايگاهي دارند؛ به فارسي ترجمه شده و مورد توجه مخاطبان شعر قرار نگرفته، چراكه ترجمه خوبي نداشته است. اما بهعنوان مثال زندهياد احمد شاملو باتوجه به تسلطي كه در حوزه شعر داشت در ترجمههاي آزاد خود بسيار موفق بود و حاصل كارش به دل مينشست.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
ارسال نظر