ایلنا: «برخي از شعرهاي قديمي ما نثر هستند. اگر كلام موزون را از آنها بگيريم، ديگر چيزي باقي نميماند.»
سجاد گودرزي كه دومين مجموعه شعرش با نام «جنبش تنباكو» در نمايشگاه كتاب امسال و ازسوي نشر چشمه منتشر شد، ضمن بيان مطلب فوق گفت: نخستين كتاب من «سياهه مسيرها» بود كه سال 1385، توسط نشر ثالث منتشر شد. مسلما كتاب دوم من از كار اول متفاوتتر است اما نميشود گفت كه يك اثر ناگهاني شكل ميگيرد بلكه در مسير تداوم تجربههاي متفاوت است كه اين اتفاق ميافتد و هيچيك منقطع نيستند. همانطور كه زمان ميبرد تا يك شاعر، زبان خودش را پيدا كند. اگر در اين مجموعه كارم قويتر شده است، شايد به اين خاطر است كه به كاستيهاي كارم در مجموعه اول پي بردهام و سپس خودم و زبانم را بيشتر شناختهام.
سجاد گودرزي درباره نگاهش به اتفاق شاعرانه گفت: طبيعي است كه يك شعر خوب از پشتوانه قوي ادبيات كلاسيك بهره ميبرد. هرچند برخي از اشعار قديمي ما نثر هستند و اگر از يك غزل وزن را بگيريم، ديگر وجه شاعرانهاي از آن باقي نماند. اما فارغ از صورخيال و استعاره و .... يك نكته ديگر است كه يك نثر را با شعر متفاوت ميكند.
وي افزود: به قول يكي از دوستان شاعر كه معتقد بود، شعر يك مه دارد و آن مه در هنگام خوانش شعر برميخيزد و تمام ما را دربرميگيرد اما نثر اين خصوصيت را ندارد. علاوه بر آنكه شعر بايد موسيقي درونياش را حفظ كند، بايد مشاركت مخاطب را هم در متن داشته باشد يا خصوصياتي كه قدرت سپيدخواني آن را بالا ببرد.
گودرزي راجع به شوخ طبعي در نگاه شاعرانهاش گفت: شايد يك نوع طنز تلخ است. معمولا با آدمهايي كه راحت نيستند، از در طنز وارد ميشويد، به خصوص كه من به قدرت طنز در اين عصر معتقدم. ديگر آدمها آنقدر خسته و بيحوصله هستند كه با زبان طنز راحتتر ميتوانيد با آنها حرف بزنيد. در روزنامهاي خواندم كه دبيركل يك حزب در ايسلند يك كمدين بوده است و تمام آگهيهايش را هم با بهرهگيري از ويژگيهاي طنز منتشر ميكرده و به همين ترتيب سي و پنج درصد كرسيها را بهدست آورد. فارغ از اين؛ رگههاي طنز در آثار بزرگان تاريخ ادبيات ما هم ديده ميشود كه عبيد زاكاني از آن جمله است. منتها اين ويژگي در آثار من تعمدي نيست و فكر ميكنم كه اثر به مولفش خيلي شبيه است. من به اين اصل كاملا معتقدم. شايد به همين خاطر، اگر ويژگي طنازي من در شعرم نميآمد، مشكلي وجود داشت.
وي ادامه داد: گاهي يك سري از دوستان ما، پيش از اين كه اثري نوشته شود، مانيفستشان را مينويسند. من از سال 1374 به صورت حرفهاي شعر مينوشتم و اين ويژگي طنز با شخصيت من شكل گرفته است.
تعمدي در كار نيست. شعرهاي جدي، اجتماعي يا سياسي خودشان شكل ميگيرند. ما همانطور كه نميتوانيم قالب اثر را انتخاب كنيم، درمورد ويژگيهاي ديگرش هم نميتوانيم تعمدي داشته باشيم.
گودرزي درباره كوششي بودن بخش «انجمن شاعران زنده» در مجموعه شعر «جنبش تنباكو» گفت: بنظر من هر اثري، براساس اتفاق به وجود ميآيد. امكان دارد اين اتفاق، يك فكر باشد كه درقالب يك ايده گسترش يابد. اين تصنعي نيست. وقتي يك نويسنده حرفهاي هستي، ديگر نبايد خودت را درمعرض فرشته الهام قرار دهي، تو بهعنوان يك نويسنده بايد كار كني. كما اينكه ميبينيد اشعار اين بخش هم هيچ يك به هم نزديك نيستند. براساس آن چيزي كه شاعر در ذهنم شكل ميگيرد، هريك از اين شعرها شكل گرفته است. در يكي به شخصيت شاعر پرداختهام و در ديگري به يكي از كتابهايش يا .... در اين ايده ميخواستم از شاعران بنويسم. اين تعمدي بود اما در لحظه نوشتن هر شعر،هيچ تعمدي در كار نبود. من از شاعراني كه در ذهنم بودهاند و با نگاه خودم نوشتهام.
وي درمورد ويژگيهاي تصويرسازي شعر امروز ما گفت: من اصلا تعيين نميكنم در شعري تصوير باشد يا نباشد. كتاب من از سه بخش تشكيل ميشود و شعرهاي آن، به نوعي ادامه كارهاي قبليام است و شايد بشود گفت كه تجربههاي عمومي را دربرميگيرد كه حس همذات پنداري را هم در مخاطب زنده ميكند. اين ويژگي شايد به اين خاطر است كه راوي يا شاعر، تجربهاش را با مخاطب درميان ميگذارد. در اين بيان هم يك نگاه واقعگرايانه دارد. معشوق و عاشق ديگر در مقام ناز و نياز نيستند. عاشقي كه در اين لحظه بينهايت معشوقش را دوست دارد، امكان دارد در شعر بعدي بخواهد سر به تنش نباشد. همين وجود پر از تناقض آدمي و چيزهايي كه همه ما تجربه ميكنيم.
پايان پيام
شاعر «جنبش تنباكو» در پايان گفت:من شعر را براي ابراز حسم انتخاب كردم. تصوير هم از خصوصيات شاعر نشات ميگيرد. به خاطر همين عينيت يا ذهنيت در شعر هم از خصوصيات شاعر نشات ميگيرد.
سجاد گودرزي كه دومين مجموعه شعرش با نام «جنبش تنباكو» در نمايشگاه كتاب امسال و ازسوي نشر چشمه منتشر شد، ضمن بيان مطلب فوق گفت: نخستين كتاب من «سياهه مسيرها» بود كه سال 1385، توسط نشر ثالث منتشر شد. مسلما كتاب دوم من از كار اول متفاوتتر است اما نميشود گفت كه يك اثر ناگهاني شكل ميگيرد بلكه در مسير تداوم تجربههاي متفاوت است كه اين اتفاق ميافتد و هيچيك منقطع نيستند. همانطور كه زمان ميبرد تا يك شاعر، زبان خودش را پيدا كند. اگر در اين مجموعه كارم قويتر شده است، شايد به اين خاطر است كه به كاستيهاي كارم در مجموعه اول پي بردهام و سپس خودم و زبانم را بيشتر شناختهام.
سجاد گودرزي درباره نگاهش به اتفاق شاعرانه گفت: طبيعي است كه يك شعر خوب از پشتوانه قوي ادبيات كلاسيك بهره ميبرد. هرچند برخي از اشعار قديمي ما نثر هستند و اگر از يك غزل وزن را بگيريم، ديگر وجه شاعرانهاي از آن باقي نماند. اما فارغ از صورخيال و استعاره و .... يك نكته ديگر است كه يك نثر را با شعر متفاوت ميكند.
وي افزود: به قول يكي از دوستان شاعر كه معتقد بود، شعر يك مه دارد و آن مه در هنگام خوانش شعر برميخيزد و تمام ما را دربرميگيرد اما نثر اين خصوصيت را ندارد. علاوه بر آنكه شعر بايد موسيقي درونياش را حفظ كند، بايد مشاركت مخاطب را هم در متن داشته باشد يا خصوصياتي كه قدرت سپيدخواني آن را بالا ببرد.
گودرزي راجع به شوخ طبعي در نگاه شاعرانهاش گفت: شايد يك نوع طنز تلخ است. معمولا با آدمهايي كه راحت نيستند، از در طنز وارد ميشويد، به خصوص كه من به قدرت طنز در اين عصر معتقدم. ديگر آدمها آنقدر خسته و بيحوصله هستند كه با زبان طنز راحتتر ميتوانيد با آنها حرف بزنيد. در روزنامهاي خواندم كه دبيركل يك حزب در ايسلند يك كمدين بوده است و تمام آگهيهايش را هم با بهرهگيري از ويژگيهاي طنز منتشر ميكرده و به همين ترتيب سي و پنج درصد كرسيها را بهدست آورد. فارغ از اين؛ رگههاي طنز در آثار بزرگان تاريخ ادبيات ما هم ديده ميشود كه عبيد زاكاني از آن جمله است. منتها اين ويژگي در آثار من تعمدي نيست و فكر ميكنم كه اثر به مولفش خيلي شبيه است. من به اين اصل كاملا معتقدم. شايد به همين خاطر، اگر ويژگي طنازي من در شعرم نميآمد، مشكلي وجود داشت.
وي ادامه داد: گاهي يك سري از دوستان ما، پيش از اين كه اثري نوشته شود، مانيفستشان را مينويسند. من از سال 1374 به صورت حرفهاي شعر مينوشتم و اين ويژگي طنز با شخصيت من شكل گرفته است.
تعمدي در كار نيست. شعرهاي جدي، اجتماعي يا سياسي خودشان شكل ميگيرند. ما همانطور كه نميتوانيم قالب اثر را انتخاب كنيم، درمورد ويژگيهاي ديگرش هم نميتوانيم تعمدي داشته باشيم.
گودرزي درباره كوششي بودن بخش «انجمن شاعران زنده» در مجموعه شعر «جنبش تنباكو» گفت: بنظر من هر اثري، براساس اتفاق به وجود ميآيد. امكان دارد اين اتفاق، يك فكر باشد كه درقالب يك ايده گسترش يابد. اين تصنعي نيست. وقتي يك نويسنده حرفهاي هستي، ديگر نبايد خودت را درمعرض فرشته الهام قرار دهي، تو بهعنوان يك نويسنده بايد كار كني. كما اينكه ميبينيد اشعار اين بخش هم هيچ يك به هم نزديك نيستند. براساس آن چيزي كه شاعر در ذهنم شكل ميگيرد، هريك از اين شعرها شكل گرفته است. در يكي به شخصيت شاعر پرداختهام و در ديگري به يكي از كتابهايش يا .... در اين ايده ميخواستم از شاعران بنويسم. اين تعمدي بود اما در لحظه نوشتن هر شعر،هيچ تعمدي در كار نبود. من از شاعراني كه در ذهنم بودهاند و با نگاه خودم نوشتهام.
وي درمورد ويژگيهاي تصويرسازي شعر امروز ما گفت: من اصلا تعيين نميكنم در شعري تصوير باشد يا نباشد. كتاب من از سه بخش تشكيل ميشود و شعرهاي آن، به نوعي ادامه كارهاي قبليام است و شايد بشود گفت كه تجربههاي عمومي را دربرميگيرد كه حس همذات پنداري را هم در مخاطب زنده ميكند. اين ويژگي شايد به اين خاطر است كه راوي يا شاعر، تجربهاش را با مخاطب درميان ميگذارد. در اين بيان هم يك نگاه واقعگرايانه دارد. معشوق و عاشق ديگر در مقام ناز و نياز نيستند. عاشقي كه در اين لحظه بينهايت معشوقش را دوست دارد، امكان دارد در شعر بعدي بخواهد سر به تنش نباشد. همين وجود پر از تناقض آدمي و چيزهايي كه همه ما تجربه ميكنيم.
پايان پيام
شاعر «جنبش تنباكو» در پايان گفت:من شعر را براي ابراز حسم انتخاب كردم. تصوير هم از خصوصيات شاعر نشات ميگيرد. به خاطر همين عينيت يا ذهنيت در شعر هم از خصوصيات شاعر نشات ميگيرد.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
متن عالی بود ، کیف کردم
آرزوی موفقیت هر چه بیشتر...