برگزاري نمايشگاه كتاب در قالب يك عملكرد فرهنگي - عمومي از سوي متوليان ، مي تواند زمينه اي براي جلب توجه اقشاري از عموم باشد كه روزمرگي هاي بي مرز ، مسئله ي كتاب و كتابخواني را براي آنها به موضوعي دست چندم از حيث توجه و اهميت ، تنزل داده و يا بطور كلي وجود چنين ضرورتي لابلاي ساير مشغوليات آنها به فراموشي سپرده شده است.
اما نكته ي مهمي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه دادن فراخوان عمومي و برگزاري مكان هاي بازديد جمعي در حوزه هاي خاصي نظير فرهنگ و شاخه هاي برجسته ي آن نظير كتاب ، با استفاده از امكانات تبليغ رسانه اي - عمومي را مي بايست پيشتر وبيشتر از آنكه به ترويج واشاعه ي فرهنگي نسبت داد، عاملي تبليغي بحساب آورد كه بايد در كارنامه ي متوليان و ارائه ي گزارشات آنها به عنوان عملي حساب شده و مورد لزوم ثبت شود.
چنين عملكردي ازسوي نگاه عمومي و علاقمندان باري به هرجهت حوزه ي كتاب ، مفيد و قابل توجه مي نمايد اما بدليل خاص بودن اصل موضوع اقشار ديگري در دسته بندي خواص از قبيل نويسندگان ، شاعران ، مترجمان و متخصصان حوزه هاي خاص كه با كتاب قرابت و انس هميشگي دارند را نيز تحت الشعاع خود قرار مي دهد و اينجا ديگر نگاه عمومي كارگر نيست بلكه شاخصه هايي نظير دامنه ي ارائه ، محدوديت هاي دسترسي ، تنوع ناشرين و حتي فضاي برگزاري ، مورد توجه و ريزنگري قرار مي گيرد .
اشاره به اينكه فراخوان نمايشگاه كتاب بعنوان عاملي تبليغي عمل مي كند تا ترويجي ابتدا به ساكن انتقاد از چنين امري نيست اما توجه به اين نكته را يادآوري مي كند كه تبليغ عليرغم اينكه بخش عمده اي از نگاه هاي عمومي را متوجه خود مي سازد در عين حال ممكن است مرحله اي ناقص از بازدهي باشد.
شكل مخاطب بعنوان يك اصل اساسي شكوفايي حوزه هاي خاص ، گاهي در حوزه هاي عمومي به عامل رونق تنزل مي يابد.
ميزان فروش قابل توجه كتب ، حضور عموم و استقبال عمومي بر اثر تبليغ رسانه اي از حوزه فرهنگ ( كه در آن فكر رايج ِ بازار ، كالا و منفعت پس از اصل قرار دارند ) را نمي توان عامل اقبال و توفيق در ترويج و اشاعه ي فرهنگ كتاب و كتابخواني از طريق برگزاري نمايشگاه بحساب آورد ، بلكه اگر در چنين جايگاهي نيز بدنبال ارزيابي و درك از توفيقي باشيم ، بايد آنرا در كيفيت نه به لحاظ مبادله كه از منظر امكان ، امتياز ، دامنه و گستردگي ِارائه جستجو كنيم و اين درست همان چيزي است كه نمايشگاه هاي كتاب بخصوص در چند سال اخير از ضعف آن رنج مي برند.
براي تحليل و ارزيابي ميزان توفيق برگزاري نمايشگاه در توسعه فرهنگ كتاب خواني و نه فروش كتاب بايد از مشكلات ريشه اي ناشران ، مولفان و مترجمان كه نقش عمده و اساسي آنها را در امر ارائه و اشاعه ي فرهنگي نمي توان منكر شد ، باخبر بود و علت حذف و تبعيض هايي را كه ماحصل تداخل حوزه هايي نظير سياست و فرهنگ كه (عليرغم تاثير مستقيم بر هم )، بنيادي متفاوت دارند جستجو كرد.
ارزيابي و تحليل يكسويه ي وضعيت از طريق رسانه ها و اطلاع رساني هايي كه از طريق صاحبان تريبون ها صورت مي گيرد ممكن است در ظاهر نشان دهنده ي وقوع اتفاقي خاص باشد اما در بنيان چيزي را تغيير نخواهد داد و شايد نتيجه اي عكس براي شعار توسعه فرهنگ كتاب خواني در بر داشته باشد.
جامعه ي ادبي همواره شاهد آن است كه تغيير سياست ها در زمينه ي حذف يا جذب آثار فرهنگي بخصوص در حوزه ي فرهنگ نوشتاري و كتاب نه تنها به ارتقا و تقويت ريشه هاي فرهنگ كمكي نمي كند بلكه اساس آن را نيز خدشه دار مي نمايد .
اعمال محدوديت ها بر اساس تشخيص هاي صرفا تعصبي ، گروهي و غير كارشناسانه بدون در نظر داشتن نيازها و سلايق جامعه و بخصوص ناديده گرفتن نزديك شدن آراي نوشتاري در فرهنگ جهاني و نيز حذف توانمندي هاي فعالان عرصه ي نامحدود ِقلم ، تنها بعنوان عاملي بازدارنده عمل مي كند كه منجر به سرخوردگي جامعه ي كتاب خوان و سستي و تقليل اعضاي آن مي شود ، چيزي كه اهل فن و اعضاي جامعه ادبي آن را بوضوح در مكان هاي عمومي نظير نمايشگاه هاي كتاب شاهدند.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
ارسال نظر