آخرین به روز رسانی : 4 خرداد 1389

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
0/5 (0 : کل آرا)

شعری از علیرضا فراهانی

تابلوها/گردهای خاصی به خود گرفته اند/و پاها/از ادامه ی راههایی که می روند/بر نمی گردند/نشانی ها به هم ریخته






تابلوها

گردهای خاصی به خود گرفته اند

و پاها

از ادامه ی راههایی که می روند

بر نمی گردند

نشانی ها به هم ریخته

بن بستها

به راههای انحرافی کشیده می شوند

و بزرگراه

فکری است

که به بن بست می رسد

 

 

باید به خانه برگردم

و تمام درزها را بگیرم




بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/677



نظرات (3)



به جامعه مجازی شاعران انجمن ادبی آشیانه شعر خوش آمديد
آشیانه شعر جامعه مجازی شاعران معاصر فارسی زبان فضایی برای نگارش نقد و تحلیل اثار

نگارش اثار شعر و نثر داستان کوتاه " ایجاد گروه ادبی" ارسال نقد خصوصی اثارشاعر" ارسال دفاعیه از سوی شاعر" مشاعره شبهای شعر اشیانه" ارسال اخبار و رویدادهای ادبی " ارسال اثار به ایمیل شاعران"
کتابخانه صوتی " بانک ادبیات ملل" امکان عضویت در تالار هر یک از شاعران

http://jataniran.co.cc



اين متن را بيشتر مي توان از جنبه روايي و فضاسازي بررسي كرد تا تكنيك ها و ساختارهاي صرفاً شعري.. منظورم اين است كه روايت در اين متن بيشتر روايتي داستاني است تا يك روايت شعري.. شكل پرداخت و اجراي روايت، شيوه هاي تصويرسازي و تكنيك هاي خلاقه و كشف گرايانه مي تواند روي داستاني بودن يا شعري بودن فضا تاثير بگذارد و اين تاثير زماني خود را نشان مي دهد كه -من مخاطب- در زمان خواندن متن تصور نكنم با يك متن داستاني روبرو هستم.. اگر شكل نگارش را در اين متن عوض كنيم، يعني شبيه داستان بنويسم و بخوانيم چندان احساس نمي شود كه اين متن به عنوان يك شعر ارائه شده است.. اما مي توان گفت يك داستان شاعرانه است.. و اين به خاطر شيوه هاي روايت پردازي است..
متن از جايي شروع مي شود كه دارد فضايي را براي مخاطب توصيف مي كند.. اين نوع فضاسازي بيشتر در داستان به چشم مي خورد تا در شعر.. در چند بند اول، اين فضاسازي با توصيف و تصويرهاي پشت سر هم دنبال مي شود و نخ نامرئي روايت را دنبال مي كند تا به پايان راه برسد.. حتي در بند آخر هم ما با يك نوع فضاسازي روبرو هستيم.. يك گزاره ي توصيفي كه با تصويرگري خوب نويسنده همراه بود است..
در پايان لازم است بگويم اين نقد قصد ارزش گذاري و خوب يا بد خواندن چيزي را ندارد.. من تنها به بررسي جنبه هايي از متن پرداخته ام كه "ويژگي" نام دارند نه خير و شر!
..
..
..
حالا جهان چهره ي مرا
قسمتي از تاريخ روانپريشي فرض مي كند..



این نوع شعرها رو خیلی می‌پسندم



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)