ایلنا: حافظ موسوي معتقد است: پديده هنر عامهپسند پس از روي كار آمدن
دوران مدرنيزم اتفاق افتاد و در سراسر جهان سعي بر آن داشته است كه هنر را
از سيطرهي اشراف خارج و به ميان مردم ببرد.
اين شاعر در گفتگو با خبرنگار ايلنا؛ افزود: ادبيات و بهطور كلي هنر عامهپسند برتافته از پارادايمها و سليقههاي اقشار مختلف جوامع جهاني است و از ابتداي شيوع مدرنيته در سطح جهان باب شده است.
وي معتقد است: گونههاي عامهپسند هنري هرچند از معيارهاي سطح پائين هنر برخوردار است اما رخ دادن چنين رويكردي ازسوي برخي هنرمندان؛ امري ناگزير است و هنر عامهپسند را بايد به عنوان يك پديده پذيرفت.
موسوي گفت: در حوزه هنر اين پارادوكس همواره وجود داشته است كه يك هنرمند طي آن سعي ميكند هم معيارهاي زيباييشناختي هنر را در سطح متعالي و پيشرو فروننهد و هم ارتباط خود و آثارش را با مخاطبان عام حفظ كند.
اين شاعر درباره جايگاه هنر در طول ادوار پيشين چنين اشاره كرد: وقتي كه درگذر زمان نگاهي به گذشته داشته باشيم؛ متوجه ميشويم كه در بين ملل مختلف اغلب سرمايهداران و اقشار بورژوا مشتري هنر بودهاند. چنين رويكردي درمورد آثار نقاشي و تجسمي كاملا قابل ملاحظه هستند. حتي هنوز هم اگر به خانه اقشار اعيان و افراد متمول سري بزنيم؛ ميبينيم كه تابلوهاي نقاشي و مجسمههاي قديمي زينتبخش اين خانهها است. حال آنكه معمولا قشر بورژوا در طول تاريخ سواد هنري نداشته و صرفا بنا به اصل اشرافيت به سوي آثار هنري رفته و از اين حيث مشتريان آثار هنري بودهاند.
موسويي در اين باره افزود: پس از آغاز مدرنيته، با شكلگيري حوزهها و تفكرات مردمي؛ هنرمندان بيش از پيش سعي كردند موضوعات و رويدادهاي مردمي را دستمايه هنر خود قرار دهند و از طرفي اقشار مختلف جامعه نيز در مواجهه با اينگونه هنري از آن استقبال كردند.
وي ضمن بيان اين مطلب كه هميشه جريانات هنري؛ شرايط و سرگذشتهاي يكساني نداشتهاند، گفت: ازآنجاكه سليقه و خواستگاههاي مردم در هر جامعهاي مدام درگير تحول و تغيير بوده است لذا هيچ خطكش معيني وجود نداردكه با آن؛ هنر عامهپسند را در يك زمان واحد سنجيد و با ديگر آثار عامهپسند مقايسه كرد.
اين شاعر اضافه كرد: در كشورهاي مختلف بسيار اتفاق افتاده است كه شعر شاعران با جريان مخاطب در يك دوره زماني خاص فاصلههايي داشته باشد. به عنوان مثال كتاب شعر «سرزمين بيحاصل» سروده اليوت در زمان سرايش هرگز ازسوي مردم انگلستان مورد توجه قرار نگرفت.
وي ادامه داد: در ايران نيز مثالهاي مشابه زيادي وجود دارد. مثلا نيما يوشيج در زمان سرايش آثار نيمايياش از اطرافيان خود نه تنها تحسين نميشد بلكه لعن و نفرينها به سويش سرازير بود. اما بعداز مرگ اين شاعر؛ نظر حوزههاي دانشگاهي و مراكز پژوهشي در ايران و حتي در خارج از كشور به آثار نيما جلب شد.
موسوي گفت: درمقابل شعر نادر نادرپور در سطح ديگري كه به زعم من؛ عامهپسندتر بود در زمان حياتش موردتوجه اقشار متفاوتي بود و حتي در تاجيكستان مخاطبان فراواني داشت.
وي اظهار داشت: نبايد اين دو رويكرد شعر نيما و شعر نادرپور را در تقابل با يكديگر دانست زيرا به اعتقاد من؛ هردو بهعنوان پديدههايي در شعر معاصر ايران قابل تامل هستند. حال آنكه كاربردها و جايگاههاي متفاوتي داشتهاند.
اين شاعر با ذكر مثالي ديگر افزود: جالب اينجاست كه در بررسي اشعار دهههاي 30 و 40، شعر فروغ فرخزاد در زمان خودش به گونهاي پيشرو بود و اقبال مخاطبان را به خود جلب ميكرد حتي پس از مرگ فروغ همچنان توجهات روي شعر وي معطوف بود.
وي معتقد است: اشعار اصيل از اين ويژگي برخوردار هستند كه حتي پس از گذشت چندين سال؛ مخاطب از خوانش مجدد آنها به دريافتهاي جديدي ميرسد. مثلا خيام حدود 800 سال پيش زندگي ميكرده و شعري نوشته اما هنوز تفكر و هنر خيام مورد توجه مردم و كرسيهاي دانشگاهي است.
موسوي گفت: به نظر من آنچه در وهله اول مهم است اين است كه محصولات هنري؛ تا حدي از پتانسيلهاي هنري درجهت جذب شدن به فرهنگ جوامع در يك روند تاريخي را دارا باشند.
وي معتقد است: محصولات هنري بايد با استفاده از ابزار مختلف و در شكلهاي متفاوت با پارادايمهاي كلي و وجدان جمعي جامعه؛ نقاط اتصال ايجاد كند و تنها آثاري كه چنين ويژگيهايي دارند در زمان توليد و حتي در طي دوران آتي موردتوجه جوامع اعم از اقشار مختلف قرار ميگيرند.
موسوي درباره جايگاه ادبيات عامهپسند در ايران گفت: بايد واقعگرا باشيم و حقايق موجود در ايران را باور كنيم. بهنظر من؛ ادبيات عامهپسند در كشور ما با آن تعريفي كه در جهان مصطلح است، وجود ندارد.
وي ادامه داد: مجموعه داستانهاي هريپاتر عامهپسند هستند زيرا صدها ميليون مخاطب در سراسر جهان آنرا دنبال ميكنند اما سئوال من اين است كه پرفروشترين كتاب ايراني مگر چقدر تيراژ دارد؟ بنابراين به نظر من مشكل ادبيات و همچنين ديگر حوزههاي هنري در ايران بسيار بزرگتر و فجيعتر از اين حرفهاست.
اين شاعر در گفتگو با خبرنگار ايلنا؛ افزود: ادبيات و بهطور كلي هنر عامهپسند برتافته از پارادايمها و سليقههاي اقشار مختلف جوامع جهاني است و از ابتداي شيوع مدرنيته در سطح جهان باب شده است.
وي معتقد است: گونههاي عامهپسند هنري هرچند از معيارهاي سطح پائين هنر برخوردار است اما رخ دادن چنين رويكردي ازسوي برخي هنرمندان؛ امري ناگزير است و هنر عامهپسند را بايد به عنوان يك پديده پذيرفت.
موسوي گفت: در حوزه هنر اين پارادوكس همواره وجود داشته است كه يك هنرمند طي آن سعي ميكند هم معيارهاي زيباييشناختي هنر را در سطح متعالي و پيشرو فروننهد و هم ارتباط خود و آثارش را با مخاطبان عام حفظ كند.
اين شاعر درباره جايگاه هنر در طول ادوار پيشين چنين اشاره كرد: وقتي كه درگذر زمان نگاهي به گذشته داشته باشيم؛ متوجه ميشويم كه در بين ملل مختلف اغلب سرمايهداران و اقشار بورژوا مشتري هنر بودهاند. چنين رويكردي درمورد آثار نقاشي و تجسمي كاملا قابل ملاحظه هستند. حتي هنوز هم اگر به خانه اقشار اعيان و افراد متمول سري بزنيم؛ ميبينيم كه تابلوهاي نقاشي و مجسمههاي قديمي زينتبخش اين خانهها است. حال آنكه معمولا قشر بورژوا در طول تاريخ سواد هنري نداشته و صرفا بنا به اصل اشرافيت به سوي آثار هنري رفته و از اين حيث مشتريان آثار هنري بودهاند.
موسويي در اين باره افزود: پس از آغاز مدرنيته، با شكلگيري حوزهها و تفكرات مردمي؛ هنرمندان بيش از پيش سعي كردند موضوعات و رويدادهاي مردمي را دستمايه هنر خود قرار دهند و از طرفي اقشار مختلف جامعه نيز در مواجهه با اينگونه هنري از آن استقبال كردند.
وي ضمن بيان اين مطلب كه هميشه جريانات هنري؛ شرايط و سرگذشتهاي يكساني نداشتهاند، گفت: ازآنجاكه سليقه و خواستگاههاي مردم در هر جامعهاي مدام درگير تحول و تغيير بوده است لذا هيچ خطكش معيني وجود نداردكه با آن؛ هنر عامهپسند را در يك زمان واحد سنجيد و با ديگر آثار عامهپسند مقايسه كرد.
اين شاعر اضافه كرد: در كشورهاي مختلف بسيار اتفاق افتاده است كه شعر شاعران با جريان مخاطب در يك دوره زماني خاص فاصلههايي داشته باشد. به عنوان مثال كتاب شعر «سرزمين بيحاصل» سروده اليوت در زمان سرايش هرگز ازسوي مردم انگلستان مورد توجه قرار نگرفت.
وي ادامه داد: در ايران نيز مثالهاي مشابه زيادي وجود دارد. مثلا نيما يوشيج در زمان سرايش آثار نيمايياش از اطرافيان خود نه تنها تحسين نميشد بلكه لعن و نفرينها به سويش سرازير بود. اما بعداز مرگ اين شاعر؛ نظر حوزههاي دانشگاهي و مراكز پژوهشي در ايران و حتي در خارج از كشور به آثار نيما جلب شد.
موسوي گفت: درمقابل شعر نادر نادرپور در سطح ديگري كه به زعم من؛ عامهپسندتر بود در زمان حياتش موردتوجه اقشار متفاوتي بود و حتي در تاجيكستان مخاطبان فراواني داشت.
وي اظهار داشت: نبايد اين دو رويكرد شعر نيما و شعر نادرپور را در تقابل با يكديگر دانست زيرا به اعتقاد من؛ هردو بهعنوان پديدههايي در شعر معاصر ايران قابل تامل هستند. حال آنكه كاربردها و جايگاههاي متفاوتي داشتهاند.
اين شاعر با ذكر مثالي ديگر افزود: جالب اينجاست كه در بررسي اشعار دهههاي 30 و 40، شعر فروغ فرخزاد در زمان خودش به گونهاي پيشرو بود و اقبال مخاطبان را به خود جلب ميكرد حتي پس از مرگ فروغ همچنان توجهات روي شعر وي معطوف بود.
وي معتقد است: اشعار اصيل از اين ويژگي برخوردار هستند كه حتي پس از گذشت چندين سال؛ مخاطب از خوانش مجدد آنها به دريافتهاي جديدي ميرسد. مثلا خيام حدود 800 سال پيش زندگي ميكرده و شعري نوشته اما هنوز تفكر و هنر خيام مورد توجه مردم و كرسيهاي دانشگاهي است.
موسوي گفت: به نظر من آنچه در وهله اول مهم است اين است كه محصولات هنري؛ تا حدي از پتانسيلهاي هنري درجهت جذب شدن به فرهنگ جوامع در يك روند تاريخي را دارا باشند.
وي معتقد است: محصولات هنري بايد با استفاده از ابزار مختلف و در شكلهاي متفاوت با پارادايمهاي كلي و وجدان جمعي جامعه؛ نقاط اتصال ايجاد كند و تنها آثاري كه چنين ويژگيهايي دارند در زمان توليد و حتي در طي دوران آتي موردتوجه جوامع اعم از اقشار مختلف قرار ميگيرند.
موسوي درباره جايگاه ادبيات عامهپسند در ايران گفت: بايد واقعگرا باشيم و حقايق موجود در ايران را باور كنيم. بهنظر من؛ ادبيات عامهپسند در كشور ما با آن تعريفي كه در جهان مصطلح است، وجود ندارد.
وي ادامه داد: مجموعه داستانهاي هريپاتر عامهپسند هستند زيرا صدها ميليون مخاطب در سراسر جهان آنرا دنبال ميكنند اما سئوال من اين است كه پرفروشترين كتاب ايراني مگر چقدر تيراژ دارد؟ بنابراين به نظر من مشكل ادبيات و همچنين ديگر حوزههاي هنري در ايران بسيار بزرگتر و فجيعتر از اين حرفهاست.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
ارسال نظر