آخرین به روز رسانی : 16 اسفند 1388

  • Currently 3.0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
3.0/5 (2 : کل آرا)

ترجمه ی شعری از لئونارد کوهن:هیلدا شریف زاده









Baby, I've been waiting
I've been waiting night and day
I didn't see the time
I waited half my life away
There were many invitations
And I know you sent me some
But I was waiting
For the miracle to come

پاک من... به انتظار نشسته ام

شب و روز

زمان نبود انگار

نیمی از زندگی ام صبر کرده ام...

فرصت زیاد بود

و بسیاری را تو فراهم کردی...

اما من فقط داشتم انتظار می کشیدم

انتظار معجزه ای تا برسد

-- -- --



I know you really loved me
But, you see, my hands were tied
I know it must have hurt you
It must have hurt your pride
To stand beneath my window
With your bugle and your drum
While I was waiting
For the miracle to come

دوستم داشته ای، همیشه، می دانم

ببین... دستهایم بسته ست

می بینمت... رنج کشیده ای

شکوهت بازی خورد

که رو به روی پنجره ام ایستادی

با آن سروصدای بی معنی ات

و من کاری نداشتم جز اینکه منتظر باشم

تا معجزه سربرسد

-- -- --



You wouldn't like it baby
You wouldn't like it here
There's not much entertainment
And the critics are severe
The Maestro says it's Mozart
But it sounds like bubble gum
When you're waiting
For the miracle to come

می دانم که دوستش نداری عزیزم

اینطور ... نه...

چندان لذتی درکار نیست

و نقادان سخت می گیرند

گویی رهبرت می گوید: این موتزارت است

در حالی که بیشتر شبیه ترکیدن آدامس است

وقتی بی تابی

تا معجزه بترکد!

-- -- --



Waiting for the miracle
There's nothing left to do
I haven't been this happy
Since the end of World War II
Nothing left to do
When you know that you've been taken
Nothing left to do
When you're begging for a crumb
Nothing left to do
When you've got to go on waiting
For the miracle to come

تا معجزه بیاید...

کاری نمانده

آخرین باری که اینقدر دلشاد بوده ام

پایان آن جنگ لعنتی بود.

کاری نمانده بکنی

می دانی که برگزیده شده ای

اصلا چکار می توانی بکنی؟!

وقتی به پیسی خورده ای

کاری برایت نمانده

وقتی داری آماده می شوی

برای دیدن طلوع خورشید

-- -- --


I dreamed about you, baby
It was just the other night
Most of you was naked
But some of you was light
The sands of time were falling
>From your fingers and your thumb
And you were waiting
For the miracle to come

در خیال دیدمت... زیبایم

باز هم یک شب

تنت بسیار عریان

و گاهی فقط نور بودی

شن گریزپای زمان

از انگشتانت روان بود

چشم به راه ...

تا فرارسیدن عشق

-- -- --

Baby, let's get married
We've been alone too long
Let's be alone together
Let's see if we're that strong
Let's do something crazy
Something absolutely wrong
While we're waiting
For the miracle to come

معشوق... بیا بپیوندیم

مدتها تنها به سربرده ایم

بیا این بار با هم تنها باشیم

شاید بتوانیم

بیا دیوانگی پیشه کنیم

بیا دقیقا اشتباه کنیم!

منتظر بمانیم

تا معجزه شود

-- -- --

When you've fallen on the highway
And you're lying in the rain
And they ask you how you're feeling
Of course you say you can't complain
If you're squeezed for information
That's when you've got to play it dumb
You just say you're out there waiting
For the miracle to come

وسط بزرگراه

زیر باران پهن می شوی

بازخواستت می کنند: خوبی؟

حتما! نمی توانی اعتراض کنی

سرت داد می زنند: زودباش ! اعتراف کن!

و تو با این آدمکها لال بازی می کنی

من؟! اوه نه... من فقط منتظرم خدا معجزه کند!

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/611



نظرات (3)



That sounds a beautiful translation.
good luck

 


ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)