دارم به داس فکر می کنم/وقتی درخت را به منقار می گیرد!/این همه چوب خشک/سینه سپرنکرده/ می شکنند!/برای پریشانی موهای جنگل/ قیچی/ کافی نیست/این طفل از آرایشگر/می ترسد
تابو
برای بوم
رنگی می سازم
کلمات را در آب
حل می کنم
تابلویی بی صدا
ساخته ام
من شاعر کلمات
بی رنگم
***
انار
زندگي پوست تركانده
روي هر درخت
پرنده كه جيك مي زند
دهانش خوني است
***
هیزم شکن
دارم به داس فکر می کنم
وقتی درخت را به منقار می گیرد!
این همه چوب خشک
سینه سپرنکرده
می شکنند!
برای پریشانی موهای جنگل
قیچی
کافی نیست
این طفل از آرایشگر
می ترسد

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
هیزم شکن "عزیز" بود
گل بمانید