ايلنا: رسول يونان(شاعر و مترجم تركزبان) ضمن تاكيد بر نقش بسزايي كه
ترجمه شعر جهان در شعر فارسي داشته است، افزود: پيش از عصر شعر نو؛ مباني
كلاسيك شعر فارسي به تكرار افتاده بود و شاعران كلاسيك همواره بر بيان
مطالبي تكراري مبادرت داشتند. به عنوان مثال در عاشقانههاي شعر كلاسيك،
معشوق؛ فردي اخمآلود با موهاي پريشان، چانه استخواني و چالهاي بر آن
(به تعبير كلاسيك، چاه زنخدان) خلاصه ميشد كه وقتي خوشحال بود و ميخنديد
همه چيز جهان سر جاي خودش بود ولي وقتي قهر ميكرد (كه عموما نيز در حالت
قهر به سر ميبرد) جهان به هم ميريخت و آسمان و زمين جا عوض ميكردند.
يونان در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در اين باره ادامه داد: چنين فضايي كه به اعتقاد من؛ بسيار غمانگيز است؛ ديگر براي همنسلان من كاربردي نداشت و تكرار اين فضاها؛ شعر فارسي را دچار نوعي درجا زدن؛ كرده بود.
اين مترجم معتقد است، ترجمه شعر جهان در دهههاي گذشته باعث آشنايي شاعران ايران با فضاهايي گستردهتر در فرهنگهاي متنوع شده و دريچههاي فراواني را بر پيشرفت آثار شاعران جوان گشوده است.
ازنظر وي، انسان يك موجود اجتماعي است و ازآنجاكه در شرايط فعلي جهان؛ فرهنگهاي مختلف بيشتر و بيشتر به هم نزديك ميشوند؛ انزوا و جدا ماندن از عرصههاي جهاني شعر در حكم فنا شدن شعر يك كشور است.
يونان درباره ويژگيهاي يك ترجمه مناسب در حوزه شعر گفت: مهمترين عنصري كه يك ترجمه خوب به آن نياز دارد؛ انتخاب درست مترجم است. من معتقدم، مترجمان بايد به سراغ شعري بروند كه فضاي آن شعر به دنياي شخصيشان نزديك و با روحيات و تواناييهاي آنان متناسب باشد.
وي اضافه كرد: گاهي با ترجمههايي مواجه ميشويم كه مترجم آن فردي سادهانديش بوده و اتفاقا شعري را براي ترجمه انتخاب كرده كه زائيده ذهن و خلاقيتهاي يك شاعر و ژرفانديش است. در چنين شرايطي طبيعي است كه حاصل كار ترجمه مطلوبي نخواهد بود.
اين مترجم اشعار تركي معتقد است، ترجمه با دوبله تفاوت زيادي دارد زيرا در ترجمه يك شعر تنها معناي تحتالفظي كلمات مورد نظر نيست بلكه تكتك كلمات و واژهها؛ وجه تسميههاي متعددي دارند كه بنابر جايي كه از آنها استفاده شده است، كاركردي متفاوت دارند به عنوان مثال كلمه رعد، آذرخش و صاعقه همه به يك معناهستند اما رنگآميزي، طنين و كاركردهاي متفاوت از يكديگر دارند كه مترجم بايد به آن توجه كند.
يونان تاكيد كرد: هر شعري را؛ هر مترجمي نميتواند؛ ترجمه كند مثلا عثمان تركاي(شاعر قبرسي) آثار قوي دارد كه ازنظر من بسيار زيباست اما از دنياي شعري من فاصله دارد به همين دليل هيچگاه فكر ترجمه اين اشعار به سرم راه نيافت.
وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا لزوما مترجم شعر بايد خود شاعر باشد، گفت: اگر شاعر باشد بهتر است. كما اينكه موفقترين ترجمهها را در حوزه شعر، شاعران رقم زدهاند، دليل اين مطلب هم آشنايي شاعران با اصول شعري و زيباشناختي هنري است كه به آنان توانايي برقراري ارتباطي صحيح را با شعر مبدا ميدهد.
اين شاعر درمورد تاثير متقابل شاعر و شعر مورد ترجمهاش اظهار كرد: بسياري؛ اين ايراد را ميگيرند كه شعر يونان از ترجمههايش تاثير ميگيرد. من نظري عكس اين اظهارات دارم و معتقد هستم اين من هستم كه بر ترجمههايم و شعرهاي زبان مبدا ترجمه تاثير ميگذارم زيرا اين اشعار از فيلترهاي زيباشناختي، زباني و شعري من عبور كردهاند.
ازنظر وي، تاثيرگذاري شعر مترجم بر ترجمههايش يك امر ناگريز است كه در تمام جهان وجود دارد و اتفاقا همين تاثيرگذاريهاست كه ترجمههاي متفاوت از يك شعر را از يكديگر متمايز ميكند.
يونان در اين باره گفت: قطعا ترجمهاي كه من از ناظم حكمت داشتهام با ترجمههاي افرادي چون احمدپوري يا رضا سيدحسيني تفاوتهاي عمدهاي دارد. به عبارت ديگر ترجمههاي من از ناظم حكمت شبيه به رسول يونان است زيرا رسول يونان آنها را ترجمه كرده است. حتي وقتي خود ناظم حكمت؛ جلد اول جنگ و صلح را ترجمه كرد حاصل كارش به نوعي تلسيوتي ناظم زده بود. بنابراين اين مسئله يك ايراد نيست و اتفاقا ميتوان از آن به عنوان ويژگيهاي مثبت يك ترجمه خوب ياد كرد.
اين شاعر و مترجم، ترجمه نشدن شعر فارسي به زبانهاي زنده جهان را يكي از دلايل جهاني نشدن شعر ايران ميداند و معتقد است طي اين سالها عليرغم فعاليتهاي جريانهاي ادبي؛ كمك به حوزه ترجمه و جهاني شدن نشده است.
يونان درمورد موانعي كه بر سر راه ترجمه شعر فارسي وجود دارد، گفت: زبان فارسي از لحاظ جغرافيايي محدود است. به عنوان مثال زبان تركي در بين كشورهايي چون تركيه، ايران، تركمنستان، قزاقستان، آذربايجان و ... مشترك است. همين وضعيت در مورد زبان عربي در بين كشورهاي عرب وجود دارد اما زبان فارسي در سطح منطقه زباني رايج نيست. يكي از دلايل ديگري كه از شعر ايران كمتر ترجمه مطلوبي صورت گرفته؛ پرداختن بيش از اندازه شاعران فارسي به ساختارگرايي و اتفاقهاي زباني است. به عبارت ديگر بخش گستردهاي از آثار شاعران هم دوره ما ترجمهپذير نيستند.
اين شاعر ادامه داد: بارها شاهد اين مسئله بوديم كه وقتي يك شعر فارسي به يك زبان خارجي ترجمه شده؛ در بين آثار شاعران آن كشور به اثري سطح پائين و درجه چندم تبديل شده و نتوانسته امكانات شعري خود را به جهانيان نشان دهد.
وي ضمن بيان اين مطلب كه كشورهاي متمدن از روشهاي نوين در پيشبرد ترجمه آثارشان در جهان استفاده ميكنند، گفت: سالها پيش انتشارات «پروگرس» روسيه مترجماني را از كشورهاي مختلف جذب كرد و از آنان خواست كه برخي از آثار روس را به زبان خود ترجمه كنند و از اين طريق ادبيات روسيه در سطحي گسترده به جهان معرفي شد.
از نگاه يونان، جاي يك موسسه با چنين اهدافي در ايران خالي است و اگر چنين موسسهاي در حوزه ترجمه ادبيات فارسي تشكيل شود؛ قطع يقين ميتواند راه را براي نشر و توسعه ادبيات فارسي در جهان بگشايد.
اين شاعر، مترجمان ايراني را وفادارترين مترجمان جهان ميداند و ميگويد: اگر ترجمههايي از قبيل ترجمههاي فيس جرالد كه از اشعار خيام داشته است را مجددا به فارسي ترجمه كنيم؛ از خنده روده بر ميشويم. اما مترجمان شعر در ايران واقعا به شعر و زبان مبداء پايبند هستند.
يونان در ادامه؛ آينده شعر فارسي در ايران را مثبت ارزيابي كرد و گفت: در دهههاي اخير شاهد كش مكشها و جوش و خروشهاي زيادي در بين شاعران جوان بودهايم كه اخيرا اين جريان در فضايي آرامتر و بيجنجالتر به كار خود ادامه ميدهند.
وي معتقد است، در سالهاي گذشته؛ امواج متعدد شعري از بين شاعران برخاست كه گذرا بودهاند.
اين نويسنده و شاعر اضافه كرد:آب هرچه از كوهساران و سرچشمهها فاصله ميگيرد؛ آرامتر و زلالتر ميشود، بنابراين پس از پشت سر گذاشتن امواج پرتلاطم شعر فارسي در سالهاي اخير؛ ديگر وقت آن رسيده كه منتظر جرياني معقول و سنجيده باشيم.
يونان در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در اين باره ادامه داد: چنين فضايي كه به اعتقاد من؛ بسيار غمانگيز است؛ ديگر براي همنسلان من كاربردي نداشت و تكرار اين فضاها؛ شعر فارسي را دچار نوعي درجا زدن؛ كرده بود.
اين مترجم معتقد است، ترجمه شعر جهان در دهههاي گذشته باعث آشنايي شاعران ايران با فضاهايي گستردهتر در فرهنگهاي متنوع شده و دريچههاي فراواني را بر پيشرفت آثار شاعران جوان گشوده است.
ازنظر وي، انسان يك موجود اجتماعي است و ازآنجاكه در شرايط فعلي جهان؛ فرهنگهاي مختلف بيشتر و بيشتر به هم نزديك ميشوند؛ انزوا و جدا ماندن از عرصههاي جهاني شعر در حكم فنا شدن شعر يك كشور است.
يونان درباره ويژگيهاي يك ترجمه مناسب در حوزه شعر گفت: مهمترين عنصري كه يك ترجمه خوب به آن نياز دارد؛ انتخاب درست مترجم است. من معتقدم، مترجمان بايد به سراغ شعري بروند كه فضاي آن شعر به دنياي شخصيشان نزديك و با روحيات و تواناييهاي آنان متناسب باشد.
وي اضافه كرد: گاهي با ترجمههايي مواجه ميشويم كه مترجم آن فردي سادهانديش بوده و اتفاقا شعري را براي ترجمه انتخاب كرده كه زائيده ذهن و خلاقيتهاي يك شاعر و ژرفانديش است. در چنين شرايطي طبيعي است كه حاصل كار ترجمه مطلوبي نخواهد بود.
اين مترجم اشعار تركي معتقد است، ترجمه با دوبله تفاوت زيادي دارد زيرا در ترجمه يك شعر تنها معناي تحتالفظي كلمات مورد نظر نيست بلكه تكتك كلمات و واژهها؛ وجه تسميههاي متعددي دارند كه بنابر جايي كه از آنها استفاده شده است، كاركردي متفاوت دارند به عنوان مثال كلمه رعد، آذرخش و صاعقه همه به يك معناهستند اما رنگآميزي، طنين و كاركردهاي متفاوت از يكديگر دارند كه مترجم بايد به آن توجه كند.
يونان تاكيد كرد: هر شعري را؛ هر مترجمي نميتواند؛ ترجمه كند مثلا عثمان تركاي(شاعر قبرسي) آثار قوي دارد كه ازنظر من بسيار زيباست اما از دنياي شعري من فاصله دارد به همين دليل هيچگاه فكر ترجمه اين اشعار به سرم راه نيافت.
وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا لزوما مترجم شعر بايد خود شاعر باشد، گفت: اگر شاعر باشد بهتر است. كما اينكه موفقترين ترجمهها را در حوزه شعر، شاعران رقم زدهاند، دليل اين مطلب هم آشنايي شاعران با اصول شعري و زيباشناختي هنري است كه به آنان توانايي برقراري ارتباطي صحيح را با شعر مبدا ميدهد.
اين شاعر درمورد تاثير متقابل شاعر و شعر مورد ترجمهاش اظهار كرد: بسياري؛ اين ايراد را ميگيرند كه شعر يونان از ترجمههايش تاثير ميگيرد. من نظري عكس اين اظهارات دارم و معتقد هستم اين من هستم كه بر ترجمههايم و شعرهاي زبان مبدا ترجمه تاثير ميگذارم زيرا اين اشعار از فيلترهاي زيباشناختي، زباني و شعري من عبور كردهاند.
ازنظر وي، تاثيرگذاري شعر مترجم بر ترجمههايش يك امر ناگريز است كه در تمام جهان وجود دارد و اتفاقا همين تاثيرگذاريهاست كه ترجمههاي متفاوت از يك شعر را از يكديگر متمايز ميكند.
يونان در اين باره گفت: قطعا ترجمهاي كه من از ناظم حكمت داشتهام با ترجمههاي افرادي چون احمدپوري يا رضا سيدحسيني تفاوتهاي عمدهاي دارد. به عبارت ديگر ترجمههاي من از ناظم حكمت شبيه به رسول يونان است زيرا رسول يونان آنها را ترجمه كرده است. حتي وقتي خود ناظم حكمت؛ جلد اول جنگ و صلح را ترجمه كرد حاصل كارش به نوعي تلسيوتي ناظم زده بود. بنابراين اين مسئله يك ايراد نيست و اتفاقا ميتوان از آن به عنوان ويژگيهاي مثبت يك ترجمه خوب ياد كرد.
اين شاعر و مترجم، ترجمه نشدن شعر فارسي به زبانهاي زنده جهان را يكي از دلايل جهاني نشدن شعر ايران ميداند و معتقد است طي اين سالها عليرغم فعاليتهاي جريانهاي ادبي؛ كمك به حوزه ترجمه و جهاني شدن نشده است.
يونان درمورد موانعي كه بر سر راه ترجمه شعر فارسي وجود دارد، گفت: زبان فارسي از لحاظ جغرافيايي محدود است. به عنوان مثال زبان تركي در بين كشورهايي چون تركيه، ايران، تركمنستان، قزاقستان، آذربايجان و ... مشترك است. همين وضعيت در مورد زبان عربي در بين كشورهاي عرب وجود دارد اما زبان فارسي در سطح منطقه زباني رايج نيست. يكي از دلايل ديگري كه از شعر ايران كمتر ترجمه مطلوبي صورت گرفته؛ پرداختن بيش از اندازه شاعران فارسي به ساختارگرايي و اتفاقهاي زباني است. به عبارت ديگر بخش گستردهاي از آثار شاعران هم دوره ما ترجمهپذير نيستند.
اين شاعر ادامه داد: بارها شاهد اين مسئله بوديم كه وقتي يك شعر فارسي به يك زبان خارجي ترجمه شده؛ در بين آثار شاعران آن كشور به اثري سطح پائين و درجه چندم تبديل شده و نتوانسته امكانات شعري خود را به جهانيان نشان دهد.
وي ضمن بيان اين مطلب كه كشورهاي متمدن از روشهاي نوين در پيشبرد ترجمه آثارشان در جهان استفاده ميكنند، گفت: سالها پيش انتشارات «پروگرس» روسيه مترجماني را از كشورهاي مختلف جذب كرد و از آنان خواست كه برخي از آثار روس را به زبان خود ترجمه كنند و از اين طريق ادبيات روسيه در سطحي گسترده به جهان معرفي شد.
از نگاه يونان، جاي يك موسسه با چنين اهدافي در ايران خالي است و اگر چنين موسسهاي در حوزه ترجمه ادبيات فارسي تشكيل شود؛ قطع يقين ميتواند راه را براي نشر و توسعه ادبيات فارسي در جهان بگشايد.
اين شاعر، مترجمان ايراني را وفادارترين مترجمان جهان ميداند و ميگويد: اگر ترجمههايي از قبيل ترجمههاي فيس جرالد كه از اشعار خيام داشته است را مجددا به فارسي ترجمه كنيم؛ از خنده روده بر ميشويم. اما مترجمان شعر در ايران واقعا به شعر و زبان مبداء پايبند هستند.
يونان در ادامه؛ آينده شعر فارسي در ايران را مثبت ارزيابي كرد و گفت: در دهههاي اخير شاهد كش مكشها و جوش و خروشهاي زيادي در بين شاعران جوان بودهايم كه اخيرا اين جريان در فضايي آرامتر و بيجنجالتر به كار خود ادامه ميدهند.
وي معتقد است، در سالهاي گذشته؛ امواج متعدد شعري از بين شاعران برخاست كه گذرا بودهاند.
اين نويسنده و شاعر اضافه كرد:آب هرچه از كوهساران و سرچشمهها فاصله ميگيرد؛ آرامتر و زلالتر ميشود، بنابراين پس از پشت سر گذاشتن امواج پرتلاطم شعر فارسي در سالهاي اخير؛ ديگر وقت آن رسيده كه منتظر جرياني معقول و سنجيده باشيم.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
ارسال نظر