آخرین به روز رسانی : 17 دی 1388

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
0/5 (0 : کل آرا)

نگاهی به مجموعه ی زانو به زانوی پنجره اثر فرزانه شهفر:علیرضا عباسی

( زانو به زانوي پنجره ) عنوان مجموعه اي ست متشكل از 49 اثر از سروده هاي فرزانه شهفر كه در سال 1387 توسط موسسه انتشاراتي آهنگ ديگر منتشر شده است.

در بررسي آثار اين مجموعه گرايش به معنا محوري و ايجاد شبه روايت در كليت آثار مشهود مي شود و خواننده با سروده هايي روبروست كه از خصيصه مفهومي برخوردارند تا وجوه موضوعي .

توجه و بررسي زبان مجموعه ازمهم ترين شاخصه هايي ست كه مي توان در مورد آن بحث نمود و توفيق يا عدم توفيق آثار را از اين ويژگي پر اهميت و در اين مجموعه بشدت آسيب پذير مورد كنكاش قرار داد كه در ادامه به اين امر پرداخته خواهد شد.

با دقت نظر در شكل كلي آثار وجهي كه بيشتر جلب توجه مي نمايد اين است كه ذهن برخوردار از تخيل مولف در مجموعه معطوف به ايجاد فضاهايي ست كه غالبا معلق و انتزاعي هستند و حتي برخي آثار كه شروعي عيني و منطبق بر مصاديق موضوعي دارند در ادامه روند عمودي به فضاي معلق و انتزاعي برمي خورند و شايد يكي از دلايل عقيم شدن تصاوير در آثار اين مجموعه همين مورد باشد.

در زمينه ي اشاره شده به موارد متعددي مي توان رجوع كرد كه بعنوان نمونه به ذكر چند مثال اكتفا مي شود :

(تن به تن من و باران هم / تمامي نداشت/تن به سيل مي زدم انگار/ نه گفتگو نه خداحافظي/ اما مرگ ني زد روي صدا/ و تكه اي از حديثم رفت/ با زوري نا بيرق/...)(ص20)

(.../ گوسفند ، مرده مي رفت پشت موتور/ چرا سبزه اي را كه دوست داشت / چرا نكرد؟/...)(ص31)

(به محاكات كوه نشسته بوديم / وقتي بر روي صخره ها / پر هجرت فرو مي ريخت/...)(ص74)

و مواردي ديگر از اين دست كه بوفور در مجموعه وجود دارند و از اشاره به آنها صرفنظر مي شود.

 اما آنچه نكته اساسي و قابل اشاره در اين مجموعه مي نمايد آسيب پذيري نسبتا زياد زبان سروده ها مي باشد كه بدليل برخورداري از عناصر ، واژه ها ، معيارها و مصاديق كلاسيك و معمولا فخيم خواننده را با آثاري مواجه مي سازند كه گويا مربوط به سرايشي امروزي نيستند و زبان آثار  اين مجموعه از جنس زباني ست كه  لااقل شاعران چهار دهه قبل از آن بهره مي بردند البته تمايل نسبي شاعر اين مجموعه به استفاده ی جسته ،گریخته ، از واژه ها يا مصاديق نو نشان از قرار داشتن وي در مراحل گذار انديشه و زبان دارد اما حداقل در اين مجموعه شناسه زباني كه از نرم بيان يكدست و مختص شاعر آن منتج شده باشد بچشم نمي خورد.

بدليل اهميت زبان در شعر امروز و لزوم تشخص زباني براي هر شاعر و نيز ناپختگي و آسيب پذيري اين ويژگي در آثار مجموعه ی (زانو به زانوي پنجره ) كمي بيشتر به علت هاي گسيختگي زبان و آسيب پذيري محسوس آن با ذكر مثال پرداخته خواهد شد.

در دنياي امروز كه روش بياني براي  انتقال ويژگي هاي هنري و خاصه براي انتقال ذهن و انديشه در شعر به روشي صميمي و خالي از رمز آلودگي لااقل در وجه زبان رسيده است مواجه شدن با آثاري كه از فخامت كلامي و حتي پنداري برخوردارند كمي بغرنج و آسیب پذیر است ، وجود تركيبات كلاسيك بيشمار در كنار عناصر و مصاديق كهنه در آثاريك مجموعه كه زبان را تحت الشعاع خود قرار داده اند بطور قابل توجهي به كسالت نگاه مشتاق خواننده براي ارتباط صميمانه با ساير المان هاي موجود در آثار نظير كشف تصاوير بكر و تخيل قابل دريافت مي گردد كه در مجموعه مورد بحث اين امر بصورت آسيب قابل توجهي رخ نموده است.

(مداهنه اي در كار نبود/ وقتي پا در وهن ارتفاع برف مي نهاديم/....)(ص86)

(تاري آويخته از اين پنجره / دستي مي نوازدش بر پرده ي ملال/....)(ص80)

(.../ مي آيي و/ نفحه اي از فصول رفته / بر اشمئزاز زمين مي دمد./...)(ص63)

(شايد در مائده ي سكوتم / پرسه زده كسي براي سد جوع/شايد سكوت بي مائده ام/...)(ص33)

 

علاوه بر انتزاعي بودن كليت آثار در اكثر سروده هاي مجموعه ويژگي ذكر شده در مورد زبان آنها ، يكي ديگر از عوامل ناپخته ماندن ذهن مولف و شيوه ي معنا مداري سروده هاست چرا كه انهدام شبه روايت در روند عمودي بدليل ورود به فضاي انتزاعي و معلق محوريت انديشگي را در اكثر آثار به نفع خود مصادره كرده اند و خواننده با فضايي متشكل از سطرها و بندهاي منقطع روبروست كه كليتي براي همذات باوري و خودانديشي به او القا نمي كنند .

يادآوري و ذكر اين نكته ضروري بنظر مي رسد كه شروعِ عيني برخي آثار كه امكان ورود خواننده به آنها را ابتدا به ساكن ميسر نموده است و نيز وجود عناصر نو بصورت جسته و گريخته در برخي آثار نشان از تمايل سراينده براي عبور از مراحل گذار خود خاصه در وضعيت زباني دارد.

معنا محوري كه مي تواند منتج از مولفه ي  انديشگي در شاعر باشد را مي توان بعنوان يك امتياز براي وي تلقي كرد اما نه براي مجموعه چرا كه لجام گسيختگي زباني در اين مجموعه منجر به غبار آلودگي معنا و محوريت انديشه در آثار شده است .

اما انتظار مي رود شاعر اين مجموعه در طي مراحل عبور از تجربه های شعری اش ،  به تصاويري نو ، موضوعاتي امروزي و فضايي قابل دسترسي براي مخاطب نزديك شود و در اين امر از خصيصه ي انديشه براي پرداخت زاويه ديد تازه ي خود بهره ببرد ، آنچنان كه اين وضعيت براي بسياري از شاعرام موفق وجود داشته و شايد به جرات بتوان گفت هر شاعر موفقي از چنين مراحلي عبور كرده است.

آنچيزي كه منجر به وجود روح و طراوت در آثار مي شود وجود تازگي در پرداخت و نيز بهره گيري از نوترين و در اختيار ترين ابزاري ست كه وجود دارند و بعنوان مشتركات اصلي بين هنرمند و مخاطب بحساب مي آيند و هرچند انتخاب اين ابزار آگاهانه تر و عمومي تر باشند ماندگاري و تازگي آثار دوام بيشتري خواهند يافت هرچند مشمول مرور زمان شوند. همچنانكه در بسياري از آثار موفق ادبيات جهاني خاصه در ژانر شعر شاهد آن هستيم كه جهان شمولي و اشتراكات پنداري و بياني داراي اعتبار ويژه اي هستند.

پرداخت انديشه و ذهن كه درقالب زبان ارائه مي گردد مي بايست پرداختي قوي و داراي گستره ي ارتباطي وسيع باشد تا بتوان به توفيق آثار و ماندگاري آنها اشاره كرد.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/528




ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)