آخرین به روز رسانی : 17 دی 1388

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
0/5 (0 : کل آرا)

ترجمه ی شعری از یزا زاران:مهتاب کرانشه









یزا زاران در 26 سپتامبر سال 1969 در لس آنجلس به دنیا آمد .پدر و مادرش هر دو نروژی هستند.اولین شعرش با نام   (تالار ورودی) را در شش سالگی سروده.از وی شش مجموعه شعر به چاپ رسیده است.

 

 

 

 

Girl

She said she collects pieces of sky,
cuts holes out of it with silver scissors,
bits of heaven she calls them.
Every day a bevy of birds flies rings
around her fingers, my chorus of wives,
she calls them. Every day she reads poetry
from dusty books she borrows from the library,
sitting in the park, she smiles at passing strangers,
yet can not seem to shake her own sad feelings.
She said that night reminds her of a cool hand
placed gently across her fevered brow, said
she likes to fall asleep beneath the stars,
that their streaks of light make her believe
that she too is going somewhere. Infinity,
she whispers as she closes her eyes,
descending into thin air, where no arms
outstretch to catch her.
 

  

دختر

دختر گفت تکه هایی ازآ سمان را جمع  می کند

  گودال هایی را با قیچی نقره ای از آن می برد

وآنها را تکه هایی از  بهشت می نامد.

هر روز  گروهی از پرندگان

 حلقه وار به دور انگشتا نش پرواز می کنند

و دختر آنها را همسران هم صدا می نامد.

او هر روز شعری می خواند

از کتاب های غبار گرفته ی امانتی کتابخانه

می نشیند در پارک

و بر عبور بیگانگان لبخند می زند.

 در حالی که هنوز نمی تواند لرزش حس های غمبارش را نشان دهد .

او به یاد آن شبی می افتد

 که دست خنکش به آرامی

بر پیشانی تب دارش جای می گیرد.

دخترگفت که دوست دارد

پایین ستارگان به خوابد فرو رود.

ستارگانی که  دنباله های نورانی اشان به او می باوراند

که او نیز به سویی نامتناهی در حرکت است.

هنگامی که او چشم هایش را می بندد

درون هوایی رقیق فرو می رود و با خود نجوا می کند.

جایی که هیچ بازویی برای آرامش اش وجود ندارد

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/527




ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)