آخرین به روز رسانی : 16 دی 1388

  • Currently 4/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
4/5 (4 : کل آرا)

پیشنهادهای تازه:سید رضا خاتمی

گشاد  گشاد/راه مي رم در پياده روئي خلوت/سوت مي زنم/و لگد/به  قلوه سنگي که/شايد  بخواد تکوني بده  به خودش/سري بزنه به چندتا  خيابون اون ورتر /مثل من/اه/نمي خواستم اين شعر رو به اين زودي تموم کنم/توي جوب اب افتاد /لعنتي

 






تو خوبي و كرم ضد افتاب مي زني .

من هم خوبم و كرم ضد افتاب مي زنم  .

تو        اگر گوشه چشمي نشون بدي

من         پدر و مادرم را كه انها هم كرم ضد افتاب مي زنن

مي فرستم

پيش پدر و مادرت كه انها هم كرم ضد افتاب مي زنن .

خواستگاري .

بعد

زير يك سقف با هم كرم ضد افتاب مي زنيم و بچه دار مي شويم

خدا را چه ديدي

شايد صاحب يه كارخانه كرم ضد افتاب شد

فرزندمان

بهرحال

صاحبان اين كارخانه هاي كرم ضد افتاب كه از كره ماه نميان

ادمن      انها هم

مثل ما



 ****

 


زن پسر خاله

یه زن زشته

زن پسر عمو

یه زن زشته

زن من هم

یه زن زشته

کلا

ما زنهامون

خانوادگی

همه زشتن و  با خیال راحت از هم  تعریف می کنن

بابت خیلی چیزها

مثلا شوهردوستی


****

 


یک خال مو هم نداره

پاهای زنش

البته زن ها

هميشه راز و رمزهای مخصوص خودشون  دارن كه به هيچ مردي نمي گن

پاهای خودش     ولی

پشمالو

اونقد  مو داره  که نگران نباشه تا اخر عمر

هربار که خواب میرن  یه مو ازشون می کنه

بهرحال

روشیه  که  همیشه جواب داده

مثل

گاز زدن یه باتری خالی که دوباره راش میندازه

 

 ****

 

من قورمه سبزي را بدون حتي ذره اي گوشت

و بيشتر از ان

مادرم را با ان صورت پر چروک                پير

صبر کنيد

پدرم را هم

با ان سر طاس و شکم بر امده

هرچند که  اعتراف  مي کنم

گاهي  هم

اشغال  ريخته ام  پاي ديواري که

روش  نوشته شده    

لعنت به پدر و مادر کسي که در اين مکان اشغال بريزد

ادمه ديگر                      گاهی  خر ميشه

و اين شعر را هم                              اينگونه که هست

نه ذره اي کمتر       نه بيشتر 

بسيار دوست  دارم .

 

 

****


گشاد           گشاد

راه مي رم در پياده روئي خلوت

سوت مي زنم

و لگد

به  قلوه سنگي که

شايد  بخواد تکوني بده  به خودش

سري بزنه به چندتا  خيابون اون ورتر            مثل من

اه

نمي خواستم اين شعر رو به اين زودي تموم کنم

توي جوب اب افتاد             لعنتي

 


 ****

 


شامپوي جديدي خريده ام

براي اولين بار

ترانه تازه اي هم از حفظ کرده ام

بزنم زیر اواز توی حمام

نزديک مي شوم

به  حمام

کمي مضطربم

 

 

 ****

 

 

نگاهي مي اندازم

به 2گنجشکي         که جفت گيري مي کنند

روي سيم برق

بدون  جيک جيک

و بالاتر مي کشم زيپ کاپشنم را

مي رم پي کارم           سوت سوتک زنان

دختر عموئي داشتيم که  شوهر کرد و رفت

اي داد بي داد

 


****



خانه  من

ميان دو ايستگاه اتوبوس واحد  است

چند متر

اينور      اونور

جالبه

نه

چند تا شاعر مي شناسيد که مثل من  باشند

بستگی داره

گاهي   ايستگاه قبلي پياده مي شوم

گاهي هم بعدي

 

 

 ****

 

 

مادرم  اعتقاد دارد

پيراهنم را  توي شلوارم بزنم            بهتر است

موهايم  را هم  بالائي

مادر است ديگر

دلش  مي خواهد پسر 173  سانتي متريش

شبيه  مردي  174   سانتي متري  ديده   شود

ولي پدرم  اعتقاد دارد

همين 173 سانتي متر هم کافيست

مهم  اين است  که

مرد دستش   برسد به لامپ 

وقتي  مي ايستد  روي   صندلي

بدون انکه بالش هم  بگذارد  زير پايش

در زندگي هر مردي  پيش مي ايد

که جلو زن و بچه اش لامپ سوخته اي را عوض کند

مي گويد

فقط يادت  باشد

زني بگيري که با کفش  پاشنه بلند هم 

چند سانتي از تو کوتاه تر باشد

زندگي بالا پائين زياد دارد    پسر

چيزي  هم  که زياد است اين دور و برها

زن قد کوتاه   و   خانواده دار

 


****

 

 

با اون لبای تبخال زده

خيره ام که مي شی

با خودم مي گم

هي مرد

بعضي چيزها اونطور نشد که بايد

و زبونم رو مي کشم روی لبای تبخال زده ام

با احساسي

شبيه احساس مردي که

لبای زنش

تبخال مي زنه       مدام

 

 

****


 

بالاخره

مي رسه  روزي که

زنم

غمگين   مي گه

رضا

يخچال بدون برفکمون          برفک زده 

و من  که دستاش رو  توی  دستم  گرفتم

اروم مي گم

مهم اينه که ما همديگر رو دوست داريم

عزيزم             غصه نخور

هيچگاه تنهات نمي ذارم

بعد

مي خنديم  و  زنگ مي زنيم به  بخش خدمات پس از فروش

به این یخچالهای بدون برفک

چندان نمی توان اعتماد کرد

 

 

****


 

ارایشگاهی که همیشه موهام رو اونجا کوتاه می کنم

صبح ها

از ساعت ۸ تا ۱۳

و بعدازظهرها

از ساعته

17 تا 22 بازه

اون  نمی دونه که من شاعرم

 
 

****


 

من منتظرم

پسرم بگه جیش داره

زنم  هم نگرانه و منتظر

امروز

اولین روزیه که پوشک نکردیم پسرم رو

هر ۱۰ دقیقه ازش می پرسیم

عزیزم جیش نداری ؟

فعلا که می گه ندارم

 

 
****
 

 

هیچ کدوم از دکمه های پیرهنم نیفتاده

الان که نگاهشون کردم

دیدم

همشون

سر جای خودشون هستن و  دارن کارشون رو انجام می دن

 
 

****

 

 

بالاخره یه روز

همه قسط هات رو صاف می کنی

و سر برج که میشه

عین

یه ماشین لباس شوئیه روشنی که هیچی توش نیست

حتی یه دونه شورت .

خب

حیف دیگه

واقعا

حیف نیست به  نظرت

 


****

 


نگران نباش

برای گلبولهای سفید من کاری نداره  که

عین خیالشون هم نیست

خیلی راحت   ترتیب ویروسهای سرماخوردگی تو رو می دن

خیالت  تخت

عزیزم

وقتی سرما خوردی

نمی خواد لیوانت رو جدا کنی و همش نگران باشی

نکنه

حواسم نباشه  و باهاش  اب بخورم

 

 

 ****

 


مامورهای زحمت کش شهرداری

برید حالش رو ببرید

امشب

توی یکی از اون کیسه زباله هائی که دارین جمع می کنین

از سطح شهر

خرده ناخونهای معشوقمه که لاک پوست پیازی می زنه

دیگه خیلی بلند شده بود

غروبی

یه خورده کوتاهشون کرد



 

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/512



نظرات (8)



تاثیر پذیرفتن از چارلز بوکفسکی تا این حد جالب نیست . اگر سعی کنید المان های اصیل و اورجینالی برای خودتان بسازید موفق خواهید شد .



این سید رضا خاتمی شاعر محبوب منه! پست مدرنیسم مطلق!!! شاهکار پوچ!!!
ایول دمت گرم، همین طوری ادامه بده. خسته شدیم اینقدر بهمون گفتن سعدی شاعره بزرگ ایران زمینه!!!



جالب بود.روزمره های شیرین با نگاهی نو



maskharast dorost mesle zendegie vase hamine ke harf nadasht khosham omad
mitonam begam kareton doroste



maskharast dorost mesle zendegie vase hamine ke harf nadasht khosham omad
mitonam begam kareton doroste



رضا خاتمی، باید فقط رضا خاتمی باشد. و همین.
شاید توی هیچ قالب دیگه ایی انقدر که تو قالب "رضا خاتمی" جا میشه، فیت نباشه. خوبه اینم. یه آدم ِ تک قالب.



هرکسی یک جور می نویسه
یکی مثل خاتمی
یکی مثل احمدی نژاد
...
این شوخی من رو ببخشید...(البته در زبان شعر دوستان هیچ چیز شوخی نیست)
بله وقتی توی خیابون راه میری و دنبال سوژه می گردی میبینی اینقدر همه چیز یکجوری هست که لازم نیست تو یکجورش بکنی که بشه یک چیزی بعد بهش بگن شعر...



منو تو خدمتو شعر داشتم به اینا فکر میکردم و شعراتو می خوندم شعرات همون قدر جالبن که .............



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)