دویدن /به قصد شکار پریدن /و دریدن را /با حرکت
اهسته دیدن/به این مستند معنا می بخشد /آه آفریقا ، آفریقا/چقدر در تو تکه پاره می شوم هر روز...
در ارتفاع دو هزار پایی
بر سطح فلزی تو
تصویر شهری منعکس می شد
که منفجر شدن را در آغوشش
تمرین می کردی
هیروشیما من بودم که منفجر شد
و تو هنوز با تلفن حرف می زنی
*****
به قصد شکار پریدن
و دریدن را
با حرکت اهسته دیدن
به این مستند معنا می بخشد
آه آفریقا ، آفریقا
چقدر در تو تکه پاره می شوم هر روز
*****
کسی برای کشتنت می آید
و تو خانه نیستی
*****
در آسمان
و سفینه ای در آتش
که از دور
به ستاره ای دنباله دار در افق می ماند
ستاره دنباله دار را که دیدی
چشمانت را ببند
آرزو کن
ما برای آرزوی کوچک تو در آتش می سوزیم
*****
خارپشت
نامی ست که دوستانم بر من گذاشته اند
با هزاران چاقو در پشتم
*****
پس از آنکه حقیقت را با هابل سنجیدیم
دنیا نام زنی دیوانه
شد
با صورت یک ربات
در آسایشگاه روانی پشت خانه
مان
کاش به جای تلسکوپ
یک بار با میکروسکوپ نگاه میکردیم
*****
درست مثل این است که با ویلچر
قهرمان دو میدانی شده باشی
یا در مقابل دارنده مدال طلای پینگ پنگ
با دست های که از آرنج قطع شده اند
ایستاده باشی
تحسین می کنم تو را
چیزی جهانی در چشم های تو
مسابقه می دهد با خودش
*****
مثل نوشابه ای گازدار تکان بده
کلمات بیرون می پاشند
کف می کنند
و ناپدید می شوند
کلمه ی وجود
وجود ندارد دیگر
هیچ دریایی در کلمه آب موج نمی زند
وکسی در کلمه زندان
زندانی نمی شود
بیا به دوران پیش از تکامل برگردیم
زمانی که زبانی نداشتیم در دهان
برای تلفظ این همه لغت
*****
شاید فیلتر سیگاری روشن
در پمپ بنزین
یا لرزش دست جراح مغز
در اتاق عمل
دنیا ناگهان بزرگ می شود
ناگهان کوچک
کوچک تر از صندوق عقب ماشین تو
و کیسه ای که کسی در آن دست و پا می زند
*****
جارو برقی می شوند روی دیوار
برای مکیدن صدا
آن سوی دیوار چه می گذرد ؟
دم مسیحایی او
بادکنک ها را زنده می کند
در حالی که تو میمیری
برای دعوت شدن به این جشن
*****
با یک دستگاه کامیون
سرعت زندگی را ناگهان افزایش می دهد
سالها را
در کسری از ثانیه زندگی می کنم
پیش از برخورد با شیشه ی جلو
و آرزو می کنم
ای کاش تو
راننده کامیون نبودی

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
آه آفریقا آفریقا...
سرزنده وبه دور از زبان بازی های رایج بود کارتان
تبریک
خواستی سری هم به من بزن
آه آفریقا آفریقا...
سرزنده وبه دور از زبان بازی های رایج بود کارتان
تبریک
خواستی سری هم به من بزن
آه آفریقا آفریقا...
سرزنده وبه دور از زبان بازی های رایج بود کارتان
تبریک
خواستی سری هم به من بزن
گمانم حتی نحوه ی گرفتن مداد / خودکار را در دست آقای مرتضوی بپسندم .
مشتری گاه و بی گاه وبلاگ اش هستم.
معجزه يعني...
زبانت روان و زيباست
جاري باشي