گاهي كلاغ ها ،/در سياهي چشمي جفتگيري مي كنند/وحروفي سياه متولد مي شوند/پرنده ها، از روي كلمات/دسته جمعي كوچ مي كنند .
گاهي كلاغ ها ،
در سياهي چشمي جفتگيري مي كنند
وحروفي سياه متولد مي شوند
پرنده ها، از روي كلمات
دسته جمعي كوچ مي كنند .
سطرها تنها مي مانند
بوسه ها پنهان مي شوند
وما پير مي شويم
دنيا، بهمين سادگي
از راه هاي بي شماری
در خود پيچيده است
كنار جاده در انتظار كسي ايستاده ايم .
درختان ،
شكسته در ما ايستاده اند
وكودكان،
برهنه در ما راه مي روند.
در سطرهاي تاريك انتظار مي كشيم
پير مي شويم
وگاهي كودكانِ برهنه،
درختانِ شكسته را
آتش می زنند .

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
دنيا، بهمين سادگي
از راه هاي بي شماری
در خود پيچيده است
سلام آقای عباسی عزیز
اشعار شما بسیار دلنشین هستند و از شنیدن آنها لذت می برم به خصوص با صدای زیبای خودتان که در شب شعرها شنیده ام .
موفق باشید