اختلاف در اين بود/نطفه ي ما در بهشت بسته شد/يا برزمين/اختلاف در اين بود/كه با سنگ/گردويي را بشكنيم/يا جمجمه اي را
اختلاف در اين بود
نطفه ي ما در بهشت بسته شد
يا برزمين
اختلاف در اين بود
كه با سنگ
گردويي را بشكنيم
يا جمجمه اي را
مورچه اي عنبيه ام را به نيش كشيده
و نمي داند كه درد مي كشم
چون تو زنده اي
و از من خلاصي نداري
برادر من بودي
پيش از آن كه كلاغ چيزي به تو بياموزد

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
بند اول خیلی جذبم کرد اما بند های بعدش طور دیگه ای بود. البته می فهمم بعد بند اول که اختلافاتشون راجع به نطفه و سنگ حل می شه و سنگ می خوره تو سرش دیگه باید موضوع عوض بشه. ولی بند اول زیادی جذابه طوری که بندهای بعدیش در مقابل این جذابیت زیاد انتظار آدم را برآورده نمی کنه.
کلمات کلیدی این شعر،کدهای خوبی هستندبرای مرتبط کردن رخدادهای دوردست تاریخ بشر به وضعیت کنونی اش....که قادر نیست از خیالات تلخ که به نوعی عذاب وجدان دائمی اند خلاصی یابد و....درد می کشد از درک گناه دیگران....دیگرانی که با او از یک جنس اند..بی توجه به شناسنامه ی زمینی یا آسمانی شان.