آزادی/بعدازظهر غمگینی/که در یک کافه ی بی رونق تعطیل می شود/فنجان های دهن زده/با آثار انگشت شاعران و فیلسوفان به زمین می افتند...
آزادی
بعدازظهر غمگینی ست
که در یک کافه ی بی رونق تعطیل می شود
فنجان های دهن زده
با آثار انگشت شاعران و فیلسوفان به زمین می افتند
و آرزوهای نیم خورده ی مردم
پشت کرکره های گلوگیر به حبس ابد می رسند.
آزادی خانه ی مشترکی ست
که تو دیر میرسی و قفل ها و کلیدهایش را عوض میکنند
حالا تمام ملت ات
باید شب در خیابان بخوابند
تو اما تا صبح سیگار میکشی
از شرم شعرهای نگفته...
هر کجای زمین که باشی
آزادی در نیمکره ای دیگر است
و اخبار تلخ ماهواره ها
تنها لحظه ای حواس قافیه را پرت میکند...

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
بخش اول و دوم اين شعر كه با كلمه ي آزادي شروع مي شود هيچ ربط ساختاري به هم ندارند و صرفن با يك وحدت موضوعي كنار يكديگر نشسته اند . ضمنن به حبس ابد مي افتند و نمي رسند !
از كنار كيفيت خوب تصويرگري عيني و جزء نگرانه ي شاعر هم نبايد به سرعت گذشت كه يك باز/بستگي جالب را با اوضاع جاري سياسي و اجتماعي نشان مي دهد . اما اي كاش كلمه ي آزادي در شعر نمي آمد و شعر را به نوعي صراحت مبتلا نمي كرد !
سلام و سال نو مبارک
شعر زیبایی بود و حاکی از جوشش روان در گفتار که بسیار ستودنیست. ترکیب به حبس ابد رسیدن استعاره زیباییست که حکایت از تلاش آزادی برای به حبس رسیدن است - آگاه یا ناخودآگاه. این شعر می توانست بلندتر هم باشد ولی انگار باید بجوشد و سیراب کند!کوشش برای سرودن شاید همان معنی ژرف و بنیادین تلاش آزادی برای به حبس رسیدن باشد نه به حبس افتادن.
بازهم سپاسگذارم و از شعرتان لذت بردم.حتما"ادامه بدید.
به جامعه مجازی شاعران انجمن ادبی آشیانه شعر خوش آمديد
آشیانه شعر جامعه مجازی شاعران معاصر فارسی زبان فضایی برای نگارش نقد و تحلیل اثار
نگارش اثار شعر و نثر داستان کوتاه " ایجاد گروه ادبی" ارسال نقد خصوصی اثارشاعر" ارسال دفاعیه از سوی شاعر" مشاعره شبهای شعر اشیانه" ارسال اخبار و رویدادهای ادبی " ارسال اثار به ایمیل شاعران"
کتابخانه صوتی " بانک ادبیات ملل" امکان عضویت در تالار هر یک از شاعران
http://jataniran.co.cc