سوري احمدلو معتقد است: شاعران زن به خاطر تجربههاي اجتماعي متفاوت، شعر متفاوتي دارند.
اين شاعر در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: حضور شاعران زن در عرصهي شعر را بايد با تكيه بر زبان آنها و تفاوتي كه اين زبان در رقمزدن خلاقيت و زيبايي دارد، جستوجو كرد. درواقع ما در رويكردهاي مختلف نقد از جمله نقد فمينيستي، روانشناسانه يا كهنالگويي، جديترين استنادي كه ميتوانيم دربارهي شعر زنان بدهيم، بر اساس بررسي زبان آنها در شعر است.
او در ادامه گفت: زبان در شعر شاعران زن رقمزنندهي وجه مميزهي آنها با شعرهاي ديگر است؛ زيرا آنها در نوشتههايشان درك و دريافتهاي خاصي را كه از مسائل هستيشناختي و زنانه دارند، بازتاب ميدهند و به اعتقاد من، تجربههاي اجتماعي و مسائل فرهنگي درهمتنيده در جامعهي ايراني در شكل زبان زنانه به اجرايي متفاوت ميرسد.
احمدلو متذكر شد: البته زنان در بازتاب مسائل زنانه در شعرشان با محدوديتهاي فرهنگي - اجتماعي خاصي روبهرو هستند و كمتر توانستهاند در نوشتههايشان جسمشان را بازنمايي كنند و يا مسائل معطوف به كنشهاي زنانه را بازتاب دهند.
او از زبان به عنوان يك خصيصهي ذاتي در شعر شاعران زن ياد كرد كه متفاوتتر از بيان مردانه است و گفت: با حضور زنان در عرصهي ادبيات ميبينيم كه زبان شعر دستخوش تحول و دگرديسي جدي ميشود و آنها از رهگذر زبان است كه تفاوتهايشان را عرضه ميكنند و از همينرو زنان به كاراكترهاي شعرشان نزديكتر ميشوند.
شاعر «نردبام گيلاس ماه را قرمز نميكند» يادآور شد: زنان شاعر طي سالهاي اخير با بهرهگيري از امكانهاي زبان زنانه جهاني را كشف و خلق كردند كه در آن ميتوان پيچيدگيهاي خاص زنان و همچنين سركوبشدگيهاي سالها استبداد را به وضوح ديد. آنها در شعرهايشان عليه چيزهايي كه از آنها پرهيز داده شدهاند، تمايل نشان داده و سعي كردهاند از اين منظر با عبور از خودسانسوري، مرزهاي ديگري را در فهم مخاطب زن پيشرو بگشايند.
احمدلو همچنين گفت: نوع نگاهي كه معتقد به شعر زنان است، از فضاي نقد مردانه وارد ادبيات شده و من به تفكيك شعر زنانه و مردانه معتقد نيستم. بيشتر بر تفاوت زبان زن و مرد تصريح دارم؛ زيرا زبان يك چيز دروني و بنيادي است كه متأثر از شرايط خاص اجتماعي - فرهنگي نميتواند باشد. همانطور كه در زبان مردانه ميبينيم امكان رقمخوردن فضايي زنانه بسيار محدود است.
او مهمترين انگيزهي حضور زنان در عرصهي شعر و ادبيات را ناشي از ناگفتههايي دربارهي زنها دانست و افزود: زنها كه به دليل شرايط اجتماعي - فرهنگي از بيان خود بازماندند، راه به سوي ادبيات جستند و سعي كردند از آن مفاهيمي سخن بگويند كه در ارتباط با مردها دريغ شده بود. آنها براي عرضهي خودشان به ادبيات نياز داشتند و هنگامي كه به اين نياز پاسخ دادند، ماجراي ديگري براي آنها رقم خورد. درواقع، زنان شاعر وقتي مينويسند، فرصتي را براي بيان خود فراهم ميآورند كه رفتهرفته راه را بر ادامهي عدم درك متقابل ميبندند. ابراز شدن انگيزهي مهمي است كه زن را به سوي ادبيات حركت ميدهد. با توجه به اينكه جامعهي زنان ايران هيچگاه تريبوني براي طرح نگاهها و مطالباتشان نداشتند و از اين منظر، شعر امكاني قابل دسترس و زيباييشناختي است كه به عنوان يك فرصت مهم پيش روي جامعهي زنان ايراني قرار ميگيرد، و از طرفي، انحصاري بودن برخي از موقعيتها براي مردان سبب ميشود كه زنان در اين حوزه توان و خلاقيت خويش را به كار گيرند.
سوري احمدلو متولد سال 1338، تحصيلاتش را در رشتهي ادبيات و علوم انساني دانشگاه علامه طباطبايي به انجام رسانده و دورههاي فيلمسازي را گذرانده است. او تجربهي نگارش چند فيلمنامه و ساختن فيلم كوتاه «چشم آينه» را در كارنامهي هنرياش دارد و تاكنون مجموعهي شعر «نردبام گيلاس ماه را قرمز نميكند» منتشر كرده است. همچنين مجموعهاي از شعرهاي ليندا پاستان - شاعر آمريكايي - را به فارسي ترجمه كرده، كه هنوز منتشر نشده است.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
در این برهوت بی رنگی ،آفرین بر این همه نقش!