آخرین به روز رسانی : 8 آذر 1388

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
0/5 (0 : کل آرا)

نگاهی به مجموعه شعر "کشیدن گاری شاهانه" اثر ابوالقاسم تقوایی: مجید اسطیری

به نام تو

 

 

" کشیدن گاری شاهانه " نام مجموعه شعر سپیدی از ابوالقاسم تقوایی شاعر کاشانی است که در سال جاری از سوی انتشارات فرهنگ ایلیا به بازار نشر آمده است .

اگرچه پیش از این تنها مجموعه غزل "کبریت اوستایی " از تقوایی منتشر شده بود اما با نگاهی به مجموعه شعرهای سپید او در می یابیم وی را می توان یک شاعر سپیدسرای جدی با تجربه هایی بسیار قابل اعتنا دانست .

ویکتور اشکولوفسکی معتقد بود هنر اندیشیدن در قالب تصاویر ذهنی است و تصاویر ساده تر و روشن تر از مدلول خود هستند . اشکولوفسکی بر این باور بود که معنای هنر در توانایی "آشنایی زدایی" از چیزهاست . در زندگی روزمره ما چیزها و بافتار آن ها را نمی بینیم چرا که ادراک ما بر حسب عادت و به طور خودکار عمل می کند . بدین اعتبار هدف هنر انتقال حس چیزهاست آن سان که ادراک می شوند و نه آن سان که دانسته می شوند .

"کشیدن گاری شاهانه" را می توان مجموعه شعری بر پایه ی بن مایه ی شعرساز آشنایی زدایی دانست . آن چه در این مجموعه به چالش کشیده می شود زندگی انسان امروز در عرصه ها و صحنه های مختلف و از زاویه دیدهای دور و نزدیک است . با زدودن شدن غبار آشنای عادت از تصاویر معمول زندگی به دست شاعر ، حقیقتی شاعرانه از دل اشیا و انسان ها بیرون می آید که گاه خنده دار ، گاه غمبار  و گاه آمیزه ای از این دو ، طنزی است تلخ :

 

 

سیاه !

پاهایت را قوی تر کن

تا از دوندگان پشت کامیون های نان جا نمانی

قول می دهم

مدال آور خوبی

در المپیک خواهی شد .

( شماره 34 )

 

شاعر دوربین شعرساز خود را گاه در خلوت پدری با دخترش در خلوت یک خانه قرار می دهد و گاه در صحن پارلمان های شیک :

 

 

دوست ندارم

دست هایم را که بلند می کنم

به آسمان برسند

فکر می کنم

به اندازه ی کافی خوشبخت هستم

هر روز صبح

دخترم

شیپور کوچکش را می نوازد

و عصرها با هم

سوار بر یک قایق کاغذی

جهان را گشت می زنیم.

( شماره 8 )

 

 

دنیا را لحظه ای کج کنید

تا صندلی های چرخدار

از پارلمان ها بیرون بیایند

و کودکان عقب مانده

بر آن ها بنشینند

و چرخ بخورند

( شماره 24 )

 

 

 

گاهی ترکیب عناصر موجود در یک تصویر شاعر را برآن می دارد که سکوت کند و فقط به ارائه تصویر بسنده کند :

 

 

نوحه خوان می خواند

زنان شیون می کشند

پیرمردی خرما پخش می کند

و کودکی

آن سوی گورستان

روی گوری قدیمی

ادرار می کند .

( شماره 41 )

 

و گاهی شاعر پس از ارائه ی تصویر یا تصاویر یک شعر دیدگاه و حس خود را در پایان اثر بیان می کند که البته از تاویل پذیری اثر می کاهد :

 

 

صبح

با سرخی آسمان

از خواب برمی خیزم

عصر

بر ماتیک های ریخته بر خیابان

پا می گذارم

شب

با چشمانی سرخ

به خواب می روم

زندگی ام

رنگ خون گرفته است

بیشتر مراقب من باشید .

( شماره 10 )

 

 

بر این اساس می توان این مجموعه را مجموعه ای بسیار تصویرگرا دانست . تصاویری که در کنار هم تابلوهایی با عمق فراوان و پرسپکتیو دقیق می سازند . تابلوهایی رئال یا سوررئال :

 

 

 

گور

تنهاتر از آن است

که فکرش را می کنید

برای من

وجود این سوسک احمق

که روی مخچه ام راه می رود

و این مورچه ها

غنیمتی است

( شماره 7 )

 

 

 

کره ی جغرافیا را

می چرخانم

دریاها آشفته می شوند

کشتی کریستف کلمب

در دهان پیرمردی سرخپوست

به گل می نشیند

( شماره 9 )

 

 

شعر تقوایی در این مجموعه سرشار از ایده های خواندنی در انتقاد از مدرنیسم و انسان سطحی ، بدبین و دور از معنویت امروز است . اما در مواردی پرداخت سهل انگارانه ی یک ایده و پرگویی باعث ضعف یک اثر شده است :

 

 

دخترم می گوید :

دنیا را خیلی عجیب نبین !

و من در تلویزیون کارتونی می بینم

که گاوها برای تولید گوساله ها

رحم های آدم ها را

اجاره کرده اند .

( شماره 12 )

 

 

 

نکته ی قابل توجه دیگر در این مجموعه عدم تاکید مولف بر بازی های زبانی و برخورد غیرمتعارف با زبان شعر است که در شعر این روزها مسئله ای کاملا پذیرفته شده است .

استاد شفیعی کدکنی در مقدمه اثر ارزشمند خود "موسیقی شعر" در باب برخوردهای نادرست با زبان شعر چنین می گوید : " من همچنان عثیده دارم و درین عقیده روز به روز راسخ تر می شوم که شعر از وقتی روی در ضعف نهاد که شعرای جوان به جای این که به زندگی و زمانه و عشق و سرنوشت انسان بیندیشند به این فکر افتادند که چکار کنند که "صاحب سبک" شوند و به اصطلاح روزنامه ها "زبان خاص خودشان" را پیدا کنند ."

برخورد منطقی شاعر این مجموعه با زبان شعر محصول کار او را اثری کم افت و خیز و نشات گرفته از زندگی ساخته است .

پایان سخن این که ابوالقاسم تقوایی در مجموعه "کشیدن گاری شاهانه" تجربه های جدی و قابل توجه ی در شعر سپید امروز ارائه کرده است که این مجموعه را خواندنی و ارزشمند کرده است .

با هم یکی از بهترین اشعار این مجموعه را می خوانیم :

 

 

این تفنگ را

مادر برای تولد تو خریده است

این ماشین پلیس را من

ما را ببخش

کودک متمدنم !

ما را ببخش

و آرام آرام

به این دنیای وحشی

عادت کن .

( شماره 23 )

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/455



نظرات (5)



خواندنی بود مجید جان



ممنون .( اگر چه نقد نبود) بد نیست سری به کتاب دیگر این شاعر بزنید. «شعرهای گاوی». به نظرم هر دو مجموعه اتفاقات قشنگی در شعر ماست و مهم ترین نکته همان فراغت از زبان شاعرانه و رسیدن به نگاه شاعرانه است.
باز هم تشکر



با تشکر از نقد ارزنده ی جناب اسطیری عزیز که البته می توانست موشکافانه تر باشد ، باید بگویم که بعد از خواندن ( کبریتی اوستایی ) آقای تقوایی انتظار سرودن شعر سپید از ایشان نداشتم و حالا با توجه به نقد آقای اسیری گویا با مجموعه ی شعر سپیدی مواجهیم که حرفی برای گفتن دارد و تنها حرف های ساده و پیش پا افتاده را با بازی های زبانی برجسته نکرده .
حتما این کتاب را خواهم خواند .
از شعر انتخابی آقای اسطیری هم بسیار لذت بردم و به آقای تقوایی هم به خاطر کتاب جدیدشان تبریک می گویم .



خیلی عالی شعر میگید
من خیلی خوشم اومد
عجب ذهنی دارید! چقدر خلاقید!
آفرین
آفرین



این مجموعه را خوانده ام ...سراسر هنر است.بسیار سپاس از آقای تقوایی عزیز



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)