آخرین به روز رسانی : 8 آذر 1388

  • Currently 5/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
5/5 (3 : کل آرا)

شعری از نادر سهرابی

دستم به دامنت باد/مرا به کوچ خون بسپار /مرا به کوچه ای بی نام اطراف آزادی/ببین/نردبان با حضور این همه پله/سر از کار آسمان در نیاورد/ببین/این کشته گان بر دامن کوچه/شیرخوار سینه ای بودند






دستم به دامنت باد

مرا به کوچ خون بسپار

مرا به کوچه ای بی نام اطراف آزادی

ببین

نردبان با حضور این همه پله

سر از کار آسمان در نیاورد

ببین

این کشته گان بر دامن کوچه

شیرخوار سینه ای بودند

که وسعتش دشت بود و آوازش:

نامه ای سر گشاده بر اندام پرچمها

ببین

کو چه ها باری کن دو کونا بس تس

همیشه

حرفهای خیابان گران تمام میشده انگار

از دیدن خسته ای؟

من

رفته بودم از حرفهای پنجره بی پرده گی کنم

شاید این جمعه بیاید بخوانم شاید

شهیدای شهر بخوانم اما

دیگری

رفته بود سنگ بیاورد

سر بیاورد از جنگهای ناشیانه

پی التماس ببر بی نگاه

اهوی بی بیشه

آنها

میخواستند ببینند چند نفرند برای سحر کردن صبر

خواب دیدن ماه

سنگر بیاورند

با نامی که پشتش بخش میشد

وچهره ای شبیه ناگهان

از شنیدن خسته ای؟

فقط همین چند کلمه:

این ندای افتاده بر نقشه

نام شعرهای از اینجا به انتها

نایِ ندارم

چشمِ بی سرانجام

دهانِ طبق معمول و

زبانِ آخرین بار

امروز بچه ها میخوابیدند و میگفتند:

منتی که برف امسال سر کوه گذاشت

تا زمستان سالهای آینده اب نخواهد شد

دستم به دامنت


بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/452



نظرات (2)



از کارکردهای زبانی این شعر لذت بردم و معتقدم این کارکردها در سطحی فراتر و پخته تر از بازی های زبانی متداول اند و پشتوانه ی دستور زبانی منطقی تری دارند . مثل قائل شدن وجه وصفی برای قیود در :
دهانِ طبق معمول
زبانِ آخرین بار
که اگرچه کمی نامتعارف به نظر می رسد ولی درحقیقت یکی از کارکردهایی که قیود دارند پذیرفتن نقش وصفی است و در ادبیات ما هم پیشینه دارد و اتفاقا حتی در زبان روزمره هم بی آنکه متوجه باشیم در موارد بسیاری از آن استفاده می کنیم مثلا در ( باران نم نم ) نم نم قید کیفیت است که نقش صفت گرفته .

اما کاکرد زبانی در سطر
رفته بودم از حرفهای پنجره بی پرده گی کنم
و
میخواستند ببینند چند نفرند برای سحر کردن صبر
که هر دو از یک مقوله اند و از ظرفیت افعال مرکب برای توسعه ی حوزه ی معنایی استفاده کرده اند ،
به نظر می رسد با در نظر گرفتن ساختارهای زبانی سطرهای ماقبل و مابعد خود کمی غریب افتاده اند . شاید این شعر فضاهای پرداخت شده ی زبانی بیشتری می طلبید .
و
برخی واژه ها هم در این شعر هستند که نبونشان کمک بیشتری به شعریت اثر می کند مثل ( حضور ) در :
نردبان با حضور این همه پله / سر از کار آسمان در نیاورد



ممنون لذت بردم



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)