وقتی قرار است/کلمه را از این سطر بیرون کنی/وقتی قرار است/هول نشوی/و با چشمهای تا به تا/زل بزنی به تصویری مات/و مدام و پیوسته دروغ بگویی/شاید بهتر باشد/نامت را هم عوض کنی/فامیلت را بگذاری کناری/و آرام به رویاهای نیمه تمامت بخندی...
1
می توانم از ایوانی ساده
افتادن برگهایی را ببینم
که هرگز سبز نبوده اند
و به رؤیایی بهاری دل بسته اند
که تنها ترانه اش را
از فضای خاردار نفسها شنیده است
2
شاید بشود از همین حیاط کوچک
که از باغهای همسایه سبزتر است
اقامه جاده هایی را دید
که در افق پیروانشان
با خطوطی موازی جدا می شوند
3
همه چیز را هاشور زدم
و با مشتی گره کرده
از تلافی دقیقه ها
می خواهم آرام بروند
راهی باید باشد
تا سکوت کرد
و به ظلمت آسمان خیره شد
----------------------------
بی نام
وقتی قرار است
کلمه را از این سطر بیرون کنی
وقتی قرار است
هول نشوی
و با چشمهای تا به تا
زل بزنی به تصویر ماتی
و مدام و پیوسته دروغ بگویی
شاید بهتر باشد
نامت را هم عوض کنی
فامیلت را بگذاری کناری
و آرام به رویاهای نیمه تمامت بخندی
می دانی ،
زندگی همه اش همین است
از اول شروع کنی
واصلا به آخر نرسی
----------------------
ضیافت
با صدایی دعوتم می کنی
شاید کمی خسته
به مهمانیی به میزبانی خودت
که تنها مهمانش منم
نمی دانستی انسان شدن
مهمانی ندارد
نمی دانستی که این روزها
می شود خیلی زود به ماه سفر کرد
می شود در جهان چرخی زد
و راحت
عجایب هفت گانه را دید
و یا صدای یک بمب را شنید
که در فاصله ای نزدیک
منهدم می شود
حتی برایت مهم نبود
اگر دو کودک آن طرف تر
از ترس بشقاب های ماهواره
تیله هایشان را رها کنند
و یا مادران زیر سایه نخلها ی سوخته
برای فرزندانشان هله بکشند
هیچ کدام برایت مهم نبود
تنها همین ساعت هسته ای را به دستت کردی
برای خودمان کف مرتبی زدی
به سلامتی شمعی
که برای این ضیافت روشن بود
نداسنتی که من مهمان خوبی نیستم
مخصوصا وقتی که از صدای تو خسته
زیر دراز ترین پل جهان
ستاره ها را بشمرم

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
هر سه شعر کامل و قابل تامل
البته از خانم دواچی غیر از این انتظاری نمیره
ممنون زیبا بود لذت بردم
من هم از خواندن این شعرهای خوب لذت بردم .
به خصوص شعر سوم .
در اپیزود اول شعر اول مرجع فعل شنیده است مشخص نیست . به طور منطقی باید به برگ ها برگردد ، اما فعل هایی که در جملات قبل برای برگ ها به کار رفته اند جمع اند و شنیده است مفرد است .
و اگر به رویا برگردد ، به نظرم شعر ر این سطرها دچار تأخیر معنا می شود .
از شعر دوم و سوم هم لذت برم . روان و یکدست بودند و در القای حس شاعر به مخاطب موفق .
سلام یه سوال داشتم
خانم دواچی ساکن مشهد هستند ؟
فرزند م.دواچی ؟
لطفا به ایمیل من خبر بدید
شعر های زیبایی بود