علي باباچاهي گفت: دولت با مهرورزي بيشتري به مقولهي كتاب، ناشر و نويسنده نگاه كند، تا لااقل، وضع از اين چيزي كه هست، بدتر نشود.
اين شاعر همزمان با هفتهي كتاب در گفتوگو با خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: كمكي كه دولت ميتواند به كتاب و ناشران بكند، اين است كه كتابهاي آنها را بخرد و در جاهايي كه كتابهاي خودي ارائه ميشود، پخش كند.
او سپس دربارهي ميزان مطالعه در ايران، گفت: من با اعداد و ارقام و اصولا با حساب و كتاب چندان آشنايي ندارم؛ بنابراين بايد با نگاهي تخميني به اين موضوع بپردازم كه به نظرم با نوعي تناقض با امر مطالعه روبهروييم و اين تناقض نه تنها در مطالعهي مردم؛ بلكه در خودم نسبت به اين وضعيت است.
باباچاهي متذكر شد: وقتي دقيق ميشويم، ميبينيم كه تنها در سطح تهران با ناشران زيادي روبهروييم. اين سؤال مطرح است كه آنها بايد حداقل زندگي خود را تأمين كنند؛ اگر ما افراد اهل مطالعه نداشته باشيم، چرا اينها كتاب چاپ ميكنند؟ آيا كتابهايي كه چاپ ميكنند، براي زينت انبارهاي خودشان است؟ كه اينگونه هم نيست.
او با اشاره به اين موضوع كه كتاب ضرورتا نبايد به شعر و ادبيات منحصر باشد، ادامه داد: در همين وضعيت مطالعه كه در يك نگاه كلي طبعا رضايتبخش نيست، با چاپ بيستوچهارم رماني به اسم «كافه پيانو» روبهرو ميشويم و يا «چراغها را من خاموش ميكنم» كه به چاپهاي متعدد ميرسد. اين خوانندگان از كجا آمدهاند؟ با كمي تغيير ميبينيم وضع مطالعه چندان اسفانگيز نيست.
باباچاهي افزود: با اين توضيح، انگار من به حداقلها رضايت دادهام يا لااقل در اين مقايسه به ميانگين مطالعهي كتاب دست مييابم. از سويي، متحيرم كه يك مترجم آثار فلسفي يك كتاب فلسفي درخور تأمل ترجمه ميكند؛ براي مثال، كتاب «ژان بودريار» كه نويسندهاش ريچارد جي. لين است و فرهنگ صبا آن را با تيراژ 1100 نسخه منتشر ميكند. متحيرم با اين تيراژ، چه لطف و سودي عايد مترجم و ناشر ميشود؟ ضمن اينكه كتابهايي از اين دست كه نشاندهندهي بحث پستمدرنيسم در خارج است، ضرورت ترجمه و چاپشان احساس ميشود.
اين شاعر و پژوهشگر در ادامه گفت: من ميبينم ناشراني مثل ثالث، چشمه، مرواريد يا نويد شيراز از ناشران بسيار فعالاند. در اين ميان، نشر نويد شيراز هرماه چندين جلد كتاب منتشر ميكند، سؤال اين است آيا كتابها براي زينت انبارها منتشر ميشوند؟ با اين توضيحات، تناقض درونم نسبت به نوع مطالعه حل نشده است. علاوه بر اين، با توجه به وضع اقتصادي مردم و قشر كتابخوان، ما با كتابهاي معتبري مواجهايم كه قيمت آنها 20هزار تومان است. طبعا با تيراژهاي دوهزارتايي، اين هم بر تحير من ميافزايد كه چه كساني اين كتابها را ميخرند؟ دانشجويان كه از خريد اينها عاجزند.
او با اشاره به اينكه اين ناشران و كتابها به حمايت جدي دولت نياز دارند، ادامه داد: دولت بايد به اين ناشران با خريد كتابهاي آنها كمك كند.
باباچاهي دربارهي برگزاري هفتهي كتاب نيز گفت: فكر ميكنم به شوخي بگويم، بيضرر نيست! ولي فكر ميكنم بايد در همهي سطوح اجتماعي، سياسي، امنيت و وضع معيشتي، وضعيت بهتر و نشاط در زندگي ايجاد شود و احساس شود در امور فرهنگي هم شاهد شكوفايي و رشد بيشتري هستيم و اندك اندك ما با جمع بيشتر كتابخوانها، لااقل از نسل جوان كتابخوانها روبهرو باشيم. يك جواب را به شكل سؤال مطرح ميكنم؛ آيا بهتر نيست كه هفتهي كتاب هر سه ماه يكبار برگزار شود؟

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
ارسال نظر