آخرین به روز رسانی : 9 شهریور 1388

  • Currently 1/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1/5 (1 : کل آرا)

تظاهر به نادانی در شعر:لیلا کردبچه

 

صنایع ادبی زبان فارسی را می توان از حیث برخورد ذهنی مولف با جهان پیرامونش به سه گروه عمده ی ؛ تظاهر به نادانی ، تشبیه ، و تناسب تقسیم کرد .

        یعنی مولف در بدو امر برای آفرینش یک اثر ادبی ؛ یا تظاهر به ندانستن حقیقت می کند و با تظاهر به ناآگاهی ، در جستجوی حقیقتی که خود را از آن بی اطلاع نشان می دهد دست به آفرینش های هنری می زند و از موضعی که مجال گستره تری برای هنرنمایی هایش داشته باشد وارد عمل می شود . یا اینکه آگاهانه به کشف روابط پنهانی میان امور و اشیا می پردازد و به عبارتی چیزی را به چیز دیگری تشبیه می کند . و یا اینکه آگاهانه به نشان دادن روابط آشکار، اما نه چندان بارز میان عناصرکلام پرداخته وسعی می کند تناسب میان عناصر را بهتر به مخاطب نشان می دهد .

        برای دقیق ترپرداختن به هر کدام از اضلاع مثلث صنایع ادبی بهتر است با دیدی موشکافانه تر از پیش به آن ها بپردازیم ، از جهات گوناگون به آن ها نگاه کنیم ، و جلوه های مختلف عنصر ادبیت را در کلام بررسی کنیم.

        دراین مقاله کوشیده ایم با نگاهی دقیق تر و البته فراگیرتر به بررسی نقش تظاهر به نادانی در شکل گیری صنایع بدیعی بپردازیم ؛ رویکردی که اغلب با عنوان کلی تجاهل العارف از آن یاد می شود ، و حال آنکه صنعت ادبی تجاهل العارف ، خود یکی از زیر مجموعه های این نوع نگرش به جهان دانست .

        جایی خوانده بودم(از هوشنگ گلشیری)کار شاعر شبیه کار تیراندازی است که تعمداً به نقطه ای نزدیک هدف می زند تا توجه دیگران را به هدف جلب کند . این مثال قرابت زیادی با همین مساله ی تجاهل دارد . یعنی تیرانداز وانمود می کند نمی داند باید به هدف بزند ، به همین جهت به کنار هدف می زند تا مخاطب برای دیدن هدف تلاش کند .

        و فروید می گوید هنرمند ذاتاً کسی است که به عمد از واقعیت روی برمی گرداند . او با موهبت ویژه ی خود رویاهایش را در قالب واقعیت تازه ای می ریزد و مردم این رویاها را بازتاب ارزشمند زندگی واقعی می دانند و به این بهانه می پذیرند . ( رنه ولک و آوستن وارن 1373 : 52 )

        پذیرش رویاهای هنرمند در این نوع نگرش را می توان مرهون طرز برخورد هنرمند با مخاطب نیز دانست . در این روش مولف خود را درست کنار مخاطب قرار می دهد و مخاطب را در تجربه ی ذهنی خود شریک می کند . یعنی از موضعی برتر با او برخورد نمی کند و حرفی نمی زند که مخاطب مجبور به پذیرش آن باشد . بلکه به نحوی نامحسوس تردید خود را نسبت به حرفی که می زند ابراز می دارد و با تظاهر به ندانستن حقیقت امر و سلب مسئولیت دانای کل بودن از خود ، مخاطب را در آفرینش هنری اش شریک می کند .

صنایع بدیعی که بر مبنای تظاهر به ندانستن شکل گرفته اند را می توان چنین دسته بندی کرد :

 

1 . انواع استعاره

        در انواع استعاره ( به غیر از استعاره ی مکنیه یا تخییلیه که به واسطه ی حضور لفظ مشبه می توان آن را در  گروه تشبیه قرار داد ) می توان نقش تظاهر به ندانستن حقیقت امررا مشاهده کرد ، مثلا وقتی فرخی سیستانی در بیتی می گوید :

چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار / پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار

با استفاده از استعاره ی مصرحه وانمود می کند که نمی داند پرند همان ابر بهاری نیست و پرنیان همان گل های رنگارنگ . یا وقتی در بیت دیگری می گوید :

قضا زآسمان چون فروهشت پر / همه عاقلان کور گردند و کر

شاعر وانمود می کند نمی داند قضا پرنده نیست .

در حقیقت وقتی از تشبیهی فقط لفظ مشبه به را نگه می داریم و ارکان دیگر ( مشبه / ادات تشبیه / وجه شبه ) را نادیده می گیریم حقیقت امر را نادیده گرفته ایم .

 

2 . انواع مجاز

        در انواع مجازکه کاربرد واژه ای در غیر معنی اصلی و ماوضع له ، برای رسیدن به معنی مجازی و عدول ازمعنی حقیقی است ( محمد علوی مقدم و رضا اشرف زاده 1387 : 28 ) نیز تظاهر به عدم آگاهی از حقیقت امر را می بینیم . یعنی شاعر وانمود می کند نمی داند واژه ای که به کار برده در غیر معنی حقیقی اش استفاده شده . به عنوان نمونه :

در مجاز با علاقه ی حال و محل آنجا که حافظ می گوید :

دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی

وانمود می کند نمی داند عالم محل حضور آدمیان است و خود آدمیان نیست ، و با تظاهر به ناآگاهی حتی یکی از لوازم آدمیان ( دل ) را به آن نسبت می دهد .

و در مجاز با علاقه ی کلیت و جزئیت آنجا که خاقانی می گوید :

سپید شد چو درخت شکوفه دار سرم

در حقیقت تظاهر می کند به اینکه نمی داند موی سر جزئی از سر است نه کل آن .

        همینطوراند مجازهایی با علاقه ی علت و معلول یا سبب و مسبب ، آلیت ، مادیت ، ماکان ، مایکون ، قوم و خویشی( بنا به تعریف علوی مقدم و اشرف زاده در معانی و بیان صفحه ی 133) ، تضاد ، صفت و موصوف و مضاف و مضاف الیه ( بنا به تعریف سیروس شمیسا در بیان و معانی صفحه ی 28 ) ، که توضیح و تفسیر و ارائه ی شاهد مثال برای آن ها به اطناب خواهد انجامید .

 

3. ایهام

        ایهام آنست که شاعر لفظی بیاورد که دارای دو معنی نزدیک و دور باشد و آن را طوری به کار ببرد که شنونده از معنی نزدیک به دور منتقل شود ( همایی 1368 : 269 ) .

        اما چگونه می توان شکل گیری صنعت ادبی ایهام را بر مبنای تظاهر به بی اطلاعی از حقیقت توجیه کرد ؟ من معتقدم در این صنعت ادبی شاعر علم و آگاهی خود نسبت به معنی دور لفظ مورد نظر را پنهان می کند و با تظاهر به ندانستن ، فرصت کشف جنبه ی هنری کلام خود را به مخاطب می دهد . یعنی در حقیقت با نادیده گرفتن آگاهی خود مجالی به مخاطب می دهد برای کشف حقیقت ، نظیر :

به راستی که نه همبازی تو بودم من / تو شوخ دیده مگس بین که می کند بازی ( سعدی )

        اصولا از زیرکی ها و هوشمندی های شاعر است که وقتی به کشفی هنری نائل می شود یا دست به خلق جلوه ای بکر و بدیع می زند ، اطراف آن فلش و علامت نگذارد ، و به عبارت دیگر به مخاطب اجازه بدهد خودش آن را پیدا کند ، خودش آن را ببیند ، و برای دیدن آن جلوه ی هنری ، چشمان مخاطب را مسلح نکند ، و بگذارد خودش با چشم غیر مسلح کشف شاعر را ببیند . مولف باید چنان رفتار عادی و طبیعی و متعادلی در برابر کشف خود داشته باشد که مخاطب پس از درک آن حتی بتواند در تعمدانه بودن آن توسط شاعر شک کند .

 

4 . جاندارانگاری

        آنیمیسم یا جاندارانگاری در فرهنگ ملل ریشه ای عمیق دارد . در تفکر بشر قدیم - که هنوزهم  در ادبیات زنده و رایج است - هر چیزی جاندار بوده است : باد می آمده ، شب می رفته ، و . . .

        بقایای این بینش کهن هنوز در زبان روزمره هست ، اما چنان عادی شده که جلب توجه نمی کند ( شمیسا 1386 : 60) . اما در زبان ادبی ، این شاعر یا نویسنده است که با طرز بیانی خاص سعی می کند توجه مخاطب را به آنچه مراد اوست جلب کند .

        جلال الدین همایی جاندارانگاری را از نوع تجاهل العارف می داند و می گوید وقتی مخاطبات غیر ذی الروح از قبیل شب ، روز ، صبح ، صبا ، نسیم ، و . . . را مخاطب قرار می دهند ، در حقیقت آن ها را با تخیلی شاعرانه جاندار فرض کرده اند ( همایی 1368 : 287 )

جاندارانگاری عناصر بیجان طبیعت را تا کنون به چهارطریق زیر شاهد بوده ایم :

 

الف . مخاطب قرار دادن عناصر بیجان که مرحوم همایی هم به آن اشاره کرده اند . نظیر :

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ؟ ( حافظ )

آه ، ای یقین یافته ! بازت نمی نهم ! ( شاملو )

 

ب . نسبت دادن اعمال و افعال انسانی به غیر جاندار . نظیر :

امید گاهی به خانه ی ما می آید ( الیاس علوی )

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش / ابر با آن پوستین سرد نمناکش ( اخوان ثالث )

 

ج . نسبت دادن صفات انسانی به غیر جاندار . نظیر :

ما کاشفان کوچه های بن بستیم / حرف های خسته ای داریم ( گروس عبدالملکیان )

 

د . نسبت دادن لوازم ومناسبات انسانی به غیر جاندار . نظیر :

وقتی که دست/درگردن این تنهایی غریب می اندازم/حتی دلم برای دشمنانم تنگ می شود ( گروس عبدالملکیان )

وقتي درختها / از اتاق عمل بيرون نيامدند / و مرگ / لباس سبزش را / روي زمين پرت مي کرد ( علی اسداللهی )

 

        با استناد به مثال های ذکر شده می توان چنین دریافت که در جاندارانگاری مولف با تظاهر به بی اطلاعی از حقیقت چنین وانمود می کند که مثلا ؛ نسیم گوشی برای شنیدن و زبانی برای پاسخگویی دارد یا مرگ انسانی است که لباس می پوشد .

 

5 . تجاهل العارف

        مشخص ترین صنعت ادبی که بر مبنای تظاهر به بی اطلاعی شکل می گیرد تجاهل العارف است . این صنعت ادبی در عین حال می تواند توام با حسن تعلیل ، مبالغه و اغرق ، ایهام و . . . باشد ، اما در آن معمولاً در اثنای کلام از افعالی از ریشه ی ندانستن / نفهمیدن / گمان گردن / پنداشتن / و . . . و یا وجه استفهامی فعل همراه با  حرف ربط  یای تردید و شک و استفهام  ( بنا به تعریف مرحوم خلیل خطیب رهبر در کتاب معانی حروف ) استفاده می شود . نظیر :

تمام فهم نکردم که ارغوان و گل است / در آستیینش یا دست و ساعد گلفام ( سعدی )

آینه در پیش آفتاب نهاده ست / بر در آن خیمه یا شعاع جبین است ؟ ( سعدی )

 

 

6 . مبالغه و اغراق و غلو

        از دیگر صنایعی هستند که بر مبنای تظاهر به ندانستن حقیقت امر شکل گرفته اند . اصولا زیاده روی و افراط در ستایش یا نکوهش کسی یا چیزی یا امری به دلیل بی اطلاعی شاعر از کم و کیف صفت ستوده یا نکوهیده در شخص مورد نظر نیست ، بلکه دقیقا شاعر ترجیح می دهد وانمود کند نمی داند که مثلا صفت جود و بخشندگی در شخصی در حد طبیعی است ، و در نتیجه خود را مجاز می داند که در سخن گفتن از، آن مبالغه کند . مثلا آنجا که فردوسی می گوید :

ز سم ستوران در آن پهندشت / زمین شد شش و آسمان گشت هشت

شاعر ترجیج می دهد وانمود کند نمی داند که گرد و خاکی که سم ستوران بلند می کنند در حدی نیست که بتواند یک طبقه از هفت لایه ی زمین را بلند کند و به آسمان ببرد ، طوری که هفت لایه ی آسمان تبدیل به هشت لایه شوند .

        شاعر چنانکه هنگام استفاده از این صنعت ادبی ، تردیدی از خود نشان بدهد و مثلا بگوید « انگار زمین شش طبقه و آسمان هشت طبقه شده / یا اینطور به نظر می رسد که . . . / یا چنین گمان می رود که . . . » دیگر نمی توان این مبالغه و اغراق را تظاهر به نادانی انگاشت ، چراکه شاعر تردید خود را ابراز داشته است . اما وقتی با قطعیت و یقین حکم می دهد ، از آنجا که سعی می کند خود را از واقعیت امر بی خبر نشان دهد می شود آن را تظاهر به ناآگاهی دانست . نظیر :

و دریای شهرمان/چنان خسته است/که عنکبوت/ برموج هایش تارمی بندد ( گروس عبدالملکیان )

مهم نيست  / کدام سنگ / سنگها يک روز تمام می شوند / به خودت که می آيي / می بينی / زمين را سمت یک تانک پرت کرده ای ( علی اسداللهی )

 

7 . حسن تعلیل

        در اینکه حسن تعلیل بر مبنای بی اطلاعی از حقیقت امر حاصل شده هیچ شکی نیست . در حسن تعلیل شاعر خود را نسبت به دلیل حقیقی اتفاق و حادثه ای بی خبر نشان می دهد تا بتواند برای آن رویداد ، دلیلی هنری و زیبا بیافریند . نظیراین بیت امیر معزی :

آن زلف مشکبار بر آن روی چون بهار / گر کوته است کوتهی از وی عجب مدار

شب در بهار ، روی نهد سوی کوتهی / وآن زلف چون شب آمد و آن روی چون بهار

و نیز:

مادر اما / لباسهاي پدر را به کسي نداد / و هر شب کنارشان زار مي زد / گاهي هم / دستهاي ما را در جيبشان مي کرد / تا / به عمق فاجعه / پي ببريم (علی اسداللهی )

 

8 . تجرید ( خطاب النفس )

        در این صنعت ادبی نیز شاعر با تظاهر به اینکه از مخاطب حقیقی بی اطلاع است ، خود را شخص دیگری می پندارد که روبرویش ایستاده و می تواند اورا مورد خطاب قرار دهد. نظیر :

تو دوستان مسلم ندیده ای ، سعدی / که تیغ بر سر و سر بنده وار در پیشند

و

بلند شو پسر ! / گاهی باید سوت بزنی ( محمد امینی )

 

9 . التفات

        صنعت ادبی التفات در ادبیات ما بر دو نوع است . نوع اول آنست که در سخن از غیبت به خطاب یا از خطاب به غیبت منتقل شوند . و نوع دوم آنست که سخن را تمام کنند ، آنگاه جمله یا بیتی بیاورند که خود مستقل باشد اما به سخن قبل مربوط شود و موجب حسن کلام شود .

        نوع اول این صنعت ادبی را می توان بر مبنای تظاهر به بی اطلاعی از حقیقت امر دانست چراکه مولف با تظاهر به نشناختن مخاطب حقیقی در اثنای کلام تغییر جهت می دهد  . نظیر :

تن نهاده بر قضای کردگار دادگر / جمله از بهر رضای شهریار کامران

از سر شمشیر او بر خاک ریزان سر ، چنانک / از دم باد وزان برگ رزان وقت خزان

خسروا ایام را چون تو نباشد دوستدار / لشگر اسلام را چون تو نباشد پهلوان ( عبدالواسع جبلی )

 

10 . مشاکلت

        مشاکلت به معنی هم شکل بودن است و در اصطلاح آن است که لفظی را به دلیل مجاورت با الفاظی دیگر که در جمله ذکر شده ، با آن ها هم شکل و یکسان کنند. مثلا به درویش گرسنه ی برهنه بگویند« بیا برایت آش بپزم» ودرویش بگوید « اگرمی توانی برایم پیراهنی هم بپز»( همایی 1368 : 302 ) . و به عنوان نمونه می توان به این بیت اشاره کرد :

لب سوال سزاوار بخیه بیشتر است / عبث به خرقه ی خود بخیه می زند درویش

        در این صنعت ادبی نیز شاعر بسیار زیرکانه تظاهر به نادانی کرده و با تظاهر به اشتباه ، فعلی یا اسمی را در معنای تازه ای که خود برای آن وضع می کند به کار می برد .

 

11 . برخی از تشبیهات

الف . تشبیهاتی که یکی از طرفین تشبیه در آن ها غیرحسی است . این قبیل تشبیهات را از آنجاییکه شاعر می خواهد طرف غیرحسی اش را به طرفی محسوس مانند کند به طوری که با یکی از حواس پنجگانه قابل حس باشد ، می توان زیر مجموعه ی تظاهر به نادانی قلمداد کرد . نظیر :

اندیشه به رفتن سمندت ماند / خورشید به همت بلندت ماند

که در آن شاعر چنین وانمود می کند که نمی داند اندیشه و همت قابل رویت نیستند .

و نیز :

ديگر بالي در آسمان تعطيل / باز نمي شود / و اين تخم مرغ ها / خواب رنگي  پروازي دسته جمعي اند ( علی اسداللهی )

که در آن شاعر تخم مرغ های سفره ی هفت سین ( محسوس ) را به خواب رنگی پرواز دسته جمعی ( غیر محسوس ) نسبت داده است .

 

ب . حسامیزی / یا تشبیهاتی که در آن ها شاعر می کوشد طرفین تشبیه را با حس مشترکی که نقش وجه شبه بازی می کند به یکدیگر بپیوندد . نظیر بویی که مثل صدا شنیده می شود .

        و يكي از وجوه برجسته ي اداي معاني از رهگذر صورخيال كاري است كه نيروي تخيل در جهت توسعه ي لغات و تعبيرات مربوط به يك حس ، يا در جهت انتقال آن به حواس ديگر انجام مي دهد (شفيعي كدكني 1378 : 271 ) ، نظیر :

تجربه ی خوبی است / خیابان / وقتی از گرسنگی سرما را می جوی ( سمانه عابدینی )

 

ج . تشبیه مضمر  ؛ که در آن مولف با تظاهر به اینکه نمی داند در حال تشبیه چیزی به چیز دیگری است ، آگاهانه بودن عمل خود را پنهان می کند  . نظیر :

بنفشه طره ی مفتول خود گره می زد / صبا حکایت زلف تو در میان انداخت

که در آن شاعر وانمود می کند خود از تشبیه زلف یار به بنفشه بی خبر است . یا در :

اما من / تیله های آبی ام را / در چشم های دختری جاگذاشتم / که اگر از چشمه ای در گذشته آب می خورد / من در آینده سیر می شدم ( مجید سعدآبادی )

که شاعر در آن ، خود را از تشبیه چشم های دختر به تیله های آبی بی خبر نشان می دهد .

 

د : تشبیهات وهمی وخیالی که در آن ها یکی از طرفین تشبیه غیر واقعی و حتی غیر موجود است  نظیر بیتی از عمعق بخارایی :

هوا چو بیشه ی الماس گردد از شمشیر / زمین چو پیکر مفلوج گردد از زلزال

 

ه . تشبیه معکوس : در تشبیه باید توجه داشت که مشبه باید اعرف و اجلی از مشبه به باشد . یعنی وجه مانندگی مشبه به باید قوی تر و آشکارتر از مشبه باشد . از این رو باید گفت « چراغ مثل خورشید می درخشد » نه اینکه خورشید را در درخشندگی به چراغ مانند کنند ، چرا که صفت درخشش در خورشید قوی تر است ( شمیسا 1386 : 35 ) .

اما اگر تشبیهی داشته باشیم که برخلاف این قاعده باشد و در آن مشبه را بر مشبه به ترجیح و تفضیل نهند ، اغراق به اوج خود می رسد ( شمیسا 1386 : 48 ) نظیرتشبیهی از نیما یوشیج :

در شب سرد زمستانی / کوره ی خورشید هم چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد

در این صورت می توان شکل گیری چنین تشبیهی را بر مبنای تظاهر به نادانی دانست چراکه علاوه بر تشبیه ، متضمن صنعت ادبی اغراق نیز هست و اساس صنعت اغراق تغافل از حقیقت است .

 

 

نتیجه اینکه

        تظاهر به نادانی علاوه برآنکه زیربنای تعدادی ازصنایع ادبی - که ذکر گردید - می باشد ، حتی می تواند شکل دهنده ی شعری به تمام و کمال باشد . و این گونه است که می بینیم بر خلاف ادبیات کلاسیک که در آن ، محل تجلی و ظهورصنایع ادبی اغلب یک بیت ویا چند بیت موقوف المعانی بوده ، در ادبیات معاصر پس از خروج شعر از صورت های ظاهری کلاسیک شاهد این هستیم که مثلا حسن تعلیلی که سابق براین به طور فشرده دریک بیت جمع می شد ، امروزه با فراغ بال بیشتری می تواند بندی چند سطری از یک شعر را به خود اختصاص دهد یا حتی شعر کاملی برمبنای آن سروده شود . در دوره ی معاصر اشعار بسیاری رامی توان به عنوان نمونه ذکر کرد که براساس جاندارانگاری یا حسن تعلیل یا مبالغه و . . . شکل گرفته باشند .

        شاید بتوان به شیوه ی تظاهر به نادانی از این منظر که عنصر حقیقت و حقیقت نمایی در هنر را تا حد زیادی نادیده می گیرد ایراد گرفت ، ولی از این جهت که در مقایسه با تشبیهات محض ( که در آن قدرت ذهنی مخاطب را دست کم می گیرد )  و در مقایسه با روش تناسب ( که می کوشد تناسبات آشکار اما نه چندان بارز را پررنگ کند و به مخاطب نشان دهد) باید آن را مخاطب محورتر دانست . وقتی شاعری شیوه ی تجاهل و تظاهر به ناآگاهی را برای ادای مقصود خود برمی گزیند در حقیقت می کوشد خود را در موقعیتی برابر با مخاطب قرار دهد ، در کنارش بایستد و هر دو باهم و در کنار هم جهان را تماشا کنند .

 

 

 

منابع و مآخذ

رنه ولك/آوستن وارن.1373.نظريه ي ادبيات.مترجم : ضيا موحد/پرويزمهاجر. تهران : علمي .

شفيعي كدكني ، محمدرضا . 1378 . صورخيال در شعر فارسي . چ هفتم . تهران : آگاه .

شمیسا ، سیروس . 1386 چ2 . بیان و معانی . تهران : میترا .

علوی مقدم ، محمد و اشرف زاده ، رضا . 1387 چ8 . معانی و بیان  . تهران : سمت .

همایی ، جلال . 1368 چ6 . فنون بلاغت و صناعات ادبی . تهران : هما .

 

 

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/354



نظرات (7)



تلاش و زحمت سركار خانم كردبچه در تهيه ي اين مقاله قابل تقدير است .
عرض كنم كه گوينده ي آن جمله ي " شاعر عمدن به كنار هدف مي زند تا ..." مرحوم "گلشيري" ست .



سپاسگذارم از یادآوریتون جناب شکارسری .
اصلاح میشه .



مقاله مفصل و ارزنده ای بود.
نمی دانم چرا یاد این جمله (فکر می کنم از پل الوار) افتادم :
"شعر بیان احساسات نیست، پنهان کردن احساسات است."
نمی دانم چقدر به موضوع مقاله ربط داشت ولی حس می کنم بی ربط هم نباشد. فعلا خسته ام و حوصله ربط دادن ندارم!
سپاس



در ضمن "سپاسگزار" درست است



باسلام
تشکر بابت مقاله ارزشمند



نگاه قشنگ و تازه اي بود به صنايع ادبي كهن....لذت بردم



شما بسیار عالی اندیشه خود را بیان کردید طوریکه علاوه بر فکر اصلی، اطلاعات زیادی از صنایع ادبی و شعرهای شاعران بر خواننده آشکار ساختید.
من سوالات زیادی راجع به جزییات مقاله دارم . چون تخصصی بود و من در آن دانش لازم را ندارم . علاقه من از آن روست که اندیشه شما و البته صنایع ادبی را در زمینه دیگری از هنر پی گیری نمایم.
خواهشمندم در صورت امکان emailخود را برای من ارسال نمایید تا از این طریق از شما راهنمایی بگیرم.
ممنون



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)