خانه وابستهی در بود و شکست /حُرمت خانه پدر بود و شکست /مادر آیینهی تر بود و شکست /خواهرم شانه به سر بود و شکست /نای فریاد نداری بپَذیر ...
گرچه اندازهی دنیا نشدهست
در زوایای خودش جا نشدهست
قطرهای هست که دریا نشدهست
بستر رود مهیا نشدهست
پس کجا میرود این قایق پیر
صبح تا شب همه باید بدوند
خسته در یک صف ممتد بدوند
ها مبادا که مردّد بدوند
قدر یک لحظه اگر بد بدوند
حلقِ شلاّق بگوید که بمیر
خون به خون بر تن او لک شده است
خط به خط خون به زمین حک شده است
مزرعه خاک مشبّک شده است
بَبْر، مشغول مترسک شده است
توی زندان خودش مانده اسیر
خانه وابستهی در بود و شکست
حُرمت خانه پدر بود و شکست
مادر آیینهی تر بود و شکست
خواهرم شانه به سر بود و شکست
نای فریاد نداری بپَذیر
نسبش میرسد از خون به جنون
او که خون میخورد از کاسهی خون
غولِ کج با حرکاتی موزون
دُمش این بار بیفتد بیرون
پیِ دزدیدن یک تکّه پنیر
وسط صحنه عروسک باشد
راستش گریهی کودک باشد
نور چپ هم اگر اندک باشد
تلخک تازه مبارک باشد!
کارگردان! به کسی خرده نگیر
روی در، نقشهی دریا، آبی
زیرِ پرپرزدنِ مهتابی
- در چه فکری حسنک؟ بی تابی!
زنگ تاریخ فقط میخوابی؟
- شب نخوابیدهام آقای دبیر

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
فوق العاده متلاشي و پراكنده ، با زباني پر دست انداز ، تصاويري دم دست و در عين حال غيردقيق و ... با اين همه مرعوب كننده و قابل احترام ، به خاطر بيان فاخرانه و قالب تازه اش (!!) البته نه براي مخاطب پير و باران ديده اي مثل حقير !
اين شعر معمولي و كمتر ، از خانم جعفري ست ؟ باور نمي كنم !
سلام
طولانی تر نوشتم اما نیامد...
شعر خیلی خوبی بود... بند شکستنی اش مرا هم شکست...
قلمتان هیچ وقت نشکند
تصاویز زیبایی دارد و حرفی برای گفتن با احساسی نازک و دلپذیر. قالب کهنه است اما وزن متحرک و نرمی زبان شعر را تر وتازه کرده است.
اوج کار:
خانه وابستهی در بود و شکست
حُرمت خانه پدر بود و شکست
مادر آیینهی تر بود و شکست
خواهرم شانه به سر بود و شکست
تشبیه مادر به آیینه ی تر، زیباست و شانه به سر بودن خواهر، تمایات امروزینه ی خواهر جوان را با کوتاهترین زبان نمایش می دهد.
انسجام و یکدستی شعر نیاز به ویرایش دارد.
سلام و سال نو مبارک
ترکیب بند خوبی در شعر دیده میشد . نگاه صبورانه شاعر به اطراف حاکی از پختگی و ژرف نگری اوست.
کار زیبایی بود و خوشحالم که آن را خواندم .
بازهم سپاسگذارم و خسته نباشید می گویم.