آخرین به روز رسانی : 9 شهریور 1388

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
0/5 (0 : کل آرا)

دو شعر از شراره کامرانی

نمی توانم زبانه بکشم در کتابخانه ی اسکندریه/نمی شود تخت جمشید را ستون ستون بکوبم در دود/چگونه آدمها را به سیخ بکشم در کوره؟/چرا نصف جهان را دود کنم در بازارهای سرپوشیده؟/مدتهاست/فقط به آتش سوزی در اداره ی ثبت احوال فکر می کنم...





هنوز

ترکی * هایی که با هم گوش می کردیم

مرا زخم می زنند ...

... داد ...

من

به زبان مادری عاشق ات بودم

تو

تنها ترانه هایی به زبان بیگانه گوش می کردی ....

 

 

* ترانه های سوزناک به زبان ترکی

 

 

--------------------


 

نمی توانم زبانه بکشم در کتابخانه ی اسکندریه

نمی شود تخت جمشید را ستون ستون بکوبم در دود

چگونه آدمها را به سیخ بکشم در کوره؟

چرا نصف جهان را دود کنم در بازارهای سرپوشیده؟

مدتهاست

فقط به آتش سوزی در اداره ی ثبت احوال فکر می کنم

و خاکستر کردن

این نام جهان سوز!



بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/338



نظرات (2)



سلام و احترام
"داد" شعر اول وجهي آوايي يافته است و به همين دليل در اين فضا حالتي كميك پيدا كرده است . حذف آن هيچ مشكلي براي شعر ايجاد نمي كند .
در شعر دوم شاعر فهرستي از اعمالي را كه "شراره" مي تواند انجام دهد ، شاعرانه رديف كرده است . اما به سيخ كشيدن كار او نيست .



در این شعرها باد نمی آید.



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)