آخرین به روز رسانی : 9 شهریور 1388

  • Currently 1.6/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1.6/5 (17 : کل آرا)

3شعر از عبدالله په شيو، برگردان به فارسی: بابك صحرانورد

شعر معاصر كردستان عراق

(3شعر از: عبدالله په شيو)

برگردان به فارسی: بابك صحرانورد

 

عبدالله په شیو از صداهای ماندگار و اصیل  شعر امروز عراق، سال 1946 در اربیل عراق به دنیا آمد. اولین مجموعه شعر خود را با نام « اشک و زخم» در سال 1967 به چاپ رساند و تا کنون ده مجموعه شعر از او منتشر شده است. «په شیو» جزو شاعران مطرح  نسل دوم کردستان عراق و از هم نسلان «شیرکو بیکه س» و «لطیف هلمت»  است. در سال 1973 به دلایل سیاسی از کشور خود خارج و هم اکنون در کشور فنلاند به سر می برد. او در سال 1983 دکترای زبان و ادبیات کردی را از قسمت خاور شناسی دانشگاه مسکو دریافت کرد و هم اكنون به تدریس این زبان می پردازد.

شعر او سرشار از تصویرهای بدیع و آکنده از شاخصه هايي چون زندگی، عشق، وطن، غربت، آزادی، مبارزه، عدالت خواهی و درخشش آهنگ های فراموش شده ی طبیعت پاک انسانی ست. زبان شعر او چون دیگر شاعران هم روزگارش پر طنین و کوبنده است و او با استفاده از این شكل زبان هر آنچه زشت، ظالمانه و غیر انسانی ست  می کوبد. عبدالله په شیو در شعرهایش رنج و محرومیت ملتش را به تصویر می کشد، چرا که شعری ست لبریز از تعهد به مردمش. خصوصیت عمده ی آثار او در این است که برخلاف شعر شيركو بيكه س كه عموماً روشنفكرانه و استعاري ست، شعر او هم قشر تحصیل کرده و شعر خوان و هم مردم عادی را به يك ميزان جذب مي كند، چرا که پژواک غمگنانه ی مصیبت های فراموش نشده ي  آنهاست.

 

 

 

 

نيمه شدن

 

در چشم تو - آغاز بهار است

در چشم من - چلّه ي زمستان

در زاري تو - خوشي لبريز است

در زاري من - غم زانو زده

نيمي از من با تو

چون خاكستري سرد و مرده  است

نيمي ديگر

به پاس عشقي ديگر شعله گرفته .

(برلين 1982)

 

 

اميد

 

هنگامي كه

آن بالاها، در قلّه ها

كولاك و سرما در درخت ها و بوته ها بیداد می کند،

غم نخور - 

از ريشه، در درّه ها،

 گياه تازه و غنچه دار می روید.

(ترابلس - 1988)

 

 

به یاد یک شبِ زمستانی ۱۹۷4- ۱۹۷3

 

  شنیده ای برف

آتش بزند شبی خاموش را،

پیرهنی از گل بدوزد برای شب،

عطر خوش خون را به جوش آرد؟!

خاطره ای این چنین را به یاد دارم:

شب سردی از چلّه ی زمستان بود،

در گوشه ای، که بستر زمین و سقف آسمان بود -

با شعله ور شدن آزار دو جسم درهم تنیده

برف نیمه شب به چمنزار و میهن آفتاب مانند شده بود!  

(هلسینکی - 2006)

 

 

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/348



نظرات (6)



با سلام و درود
قبلا از شیرکو چند ترجمه گذاشتید و آنها را خواندم البته انجا نظر ندادم . وقتی شعر های هر دو را مقایسه ای کلی می کردم احساسم این بود که چیزهایی در انها مشترک است اگر چه نوعی حس بودن و همیشه ماندن در شعرهای عدالله په شیو صریح تر از شعر شیرکو متجلی شده بود . به خصوص اون شعر اولی نیمه شدن خیلی کامل و خیلی هم ساده بود و به دلم نشست
.
اون شعر اخری هم یه جورایی با وضعیت امروز ما در ایران خیلی شبیه بود . نمی دونم من اینجوری احساس کردم .
به هر حال خسته نباشید و همیشه پرکار و موفق



مساه دیگری که فراموش کردم و با عرض معذرت خدمتتان می گویم و آن این است که ایا نمی شد تا آنجایی که مترجم حق دخالت دارد شیوه ترجمه ها با نوعی سادگی کلمات بیان می شد یا نه ؟ به هر حال چون سایت هشتاد فضایی از نقد سالم را به روی خوانندگان خود گشوده فکر کردم حرفم را راحت بزنم . البته من فقط اینطور احساس کردم . شاید واقعا مترجم نمی توند دست در شعر کسی ببرد و شاید خود شعر در همین لحن سروده شده . بازم ممنونم .



دوست گرامی وخواننده محترم.نظرشما را خواندم.ببخشید اگردیر جوابتان را می دهم.البته هر مخاطب وخواننده ای حق این را دارد تا اثری را به نقد بکشد و آزادانه بپرسد .اما دوست عزیز درواقع بنده ترجمه ها را با دقت خاصی انجام می دهم و هر مترجمه سعی دارد تا جدای از ترجمه صحیح یک اثر لحنوزبان اثر را از زبان اصلی به زبانی که ترجمه می کند منتقل بکند .شعر های عبدلله په شیو بر خلاف دیگر شاعران کرد زبان عراقی شعر بخصوصی است .شعر های ساده با زبانی صریح و روایی . همیشه سعی بنده بر همین نکته بوده تا لحن کلمات را به بهترین شکل مکن منتقل کنم.اگر شما با زبان این شعرها در زبان اصلی آن اشنایی داشتید قطعا منظور بنده را بهتر متوجه می شدید .
بممنونم به خاطرتوجه شما .در ضمن بنده ایمیل و آدرس وبلاگم را گذاشتم تا شما یا هر خواننده محترمیکه سوالی در این زمینه داشتند مستقیما اطلاع بدهید . اما سایت هشتاد خود این وظیفه را به خوبی انجامداده است وفکرکنم بنده هم جواب شما را تا آنجا که مقدور بود دادم.
با سپاس



باسلام
موفق باشید آقای مترجم



دستت درد نکند ای کاش متن کردی را هم می گذاشتی تا لذت خواندن توامان می شد



با سلام
قبل ار هر چیر به خاطر زحماتی که کشیده اید صمیمانه از شما سپاس گزارم
اما کاش میتونستید همراه معنی شعر ها اصل انهارا نیز میگذاشتید



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)