نشسته بودم/پاهام روی میز ِ کامپیوتر /دود سیگار از دهانم بیرون پرید /گفتم : /امشب جایی از ایران فرو می ریزد ...
نشسته بودم
پاهام روی میز ِ کامپیوتر
دود سیگار از دهانم بیرون پرید
گفتم :
امشب جایی از ایران فرو می ریزد
همه خندیدین
و زلزله آمد
بم را برد
حالا بیشتر تکیه می دهم
به همان صندلی
و بیشتر می کشم
کاریش می توانستم کنم ؟
مگر روزی که تو با آن تن ِ سفید
تا صبح توی ِ بغل ِ او لاس می زدی
کاریش می توانستم کنم ؟
----------
رویای سربازی در میله های قـفـس
دنیای پرنده ایست در آغوش ِ فشنگ
هوای ِ تازه از بیرون
گشادِگی دهان
و بخار روی ِ شیشه ها
جاده ای که دور می شود
بر سیم های ِ ارتباط کلاغ نشسته است
رویای ِ سر بازی گمشده
دست می کشم
ها می کنم
بیرون چیزی دیده نمی شود
انگشت روی شیشه می نویسد :
هند ِ جگر خوار رویا یار ِ بی وفا

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
نه اين كه از مقايسه ي زلزله ي بم و دهها هزار كشته با لاس زدن او با تن سفيدش در بغل يك نامحرم ناراحت و عصباني باشم نه والله ! نكته اين جاست كه اساسن چرا اين دو با هم مقابله داده شده اند ؟ سنتي ها لابد دنبال وجه شبهي مي گردند يا نوع علاقه اي يا ... اما امروزي ترها هم بالاخره دنبال نوعي تداعي يا رابطه ي ساختاري يا حتي موسيقايي بايد باشند كه شعر از پراكنده گويي نجات يابد و به جاي وهم و خيال بافي به سمت تخيل حركت كند . از سوي ديگر زبان در اين شعر بين زبان معيار و محاوره سرگردان مانده است . اين نوسان زباني به نظر نمي رسد عمدي باشد .
شعر دوم ؟ ... تا بعد !
سلام
تیرداد عزیز
می خوانمش حتماً
سبز باشی
minevisam khob bod ama... ... movafagh bashi tirdad jan
تمام بخش شعر رو خوندم و نمی خواستم چیزی بنویسم ...
اما اینجا . این اولی . واقعا / واقعا عالی بود .
خیلی خوشم اومد .
سلام بر تير داد راد اشعارتان را خواندم دقيقن بومي فضاي ذهن شماست فضاي كار اول كاملن ايستاتيك است يعني در سير قابل برگشت راوي در نمايي عقل شعر است مفاهيم سعي در كنار هماني
هم قرار دارند زباني ساده و روان شعر دوم را آفريننده مي دانم بازگوي يك فضا سر باز كه هر گزاره فضاي ايماژيك اثر را چند برابر مي كندسر باز سمبل روياي راوي است كه او مجبور مي كند كه در خدمت سر نوشت قرار گيرد زبان داراي گيرايي خاصي است
در نوع خود راوي در سياه نمايي تلاش بسزايي كرد
ولي قسمت پاياني فكر مي كرد متفاوت تمام شود تا قدرت گزاره هاي بالا حفظ كند
و بخار روی ِ شیشه ها
جاده ای که دور می شود
بر سیم های ِ ارتباط کلاغ نشسته است
رویای ِ سر بازی گمشده
دست می کشم
ها می کنم
اين قسمت كار را دوست د اشتم در هر حال موفق باشي خوشحال ميشوم به من سر بزني
dadan . zemne tashakor az tamame doostani ke nazar dadan . modiriate aziz lotfan axe man ro avaz konan . zemne inke in dooste aziz ke goftan beheshoon sar bez sar bezanam . adrese weblog ya esmeshoon baraye man moshakhas nist . man kament ha ro nesfe daram . plz be man begid . mamnoonam