آخرین به روز رسانی : 9 تیر 1388

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
0/5 (0 : کل آرا)

نگاهی به زندگی محمد حقوقی و پیام دیگر ادبا به مناسبت درگذشت او

محمد حقوقي در ارديبهشت‌ماه سال 1316 در «پاي قلعه طبرك» يكي از قديمي‌ترين محلات اصفهان به دنيا آمد. دوره‌ي ابتدايي و متوسطه را در همين شهر و دروه‌ي دانشجويي را در تهران در رشته‌ي ادبيات فارسي دانشسراي عالي گذراند.

نخستين شعرهايش را از سال‌هاي 30 تا 35 در روزنامه‌ها و سالنامه‌هاي محلي در قالب‌هاي كهن و از سال 36 تا 40 در هفته‌نامه‌ي «فردوسي» و ماهنامه‌ي «پيام نوين» در قالب‌هاي چارپاره و نيمايي به چاپ رساند.

حقوقي پس از فراغت از تحصيل در تهران، سال 1340 به زادگاه خود بازگشت و تا آستانه‌ي دهه‌ي 1350 ضمن تدريس در دبيرستان‌هاي اصفهان و همكاري دورادور با مجله‌هاي «آرش»، «جگن»، «پيام نوين»، « نگين»، «بازار دشت»، «هنر و ادبيات جنوب»، «دريا»ي شيراز و روزنامه‌هاي «اطلاعات»، «كيهان» و «آيندگان»، همراه با دوستان تازه‌يافته‌ي خود هوشنگ گلشيري، احمد گلشيري، محمد كلباسي و جليل دوستخواه، مجله‌ي «جنگ اصفهان» را راه انداخت؛ مجله‌اي كه با همكاري ابوالحسن نجفي، احمد ميرعلايي، ضياء موحد، اميرحسين افراسيابي، روشن رامي و جوانان آن سال‌ها: مجيد نفسي، محمدرضا شيرواني، رضا فرخفال، يونس تراكمه، هرمز شهدادي و برهان حسيني، شماره به شماره وزني ديگر گرفت و به عنوان مجله‌اي پيشرو و هدفمند، به تدريج انظار قلم به دستان پايتخت‌نشين را به خود معطوف كرد؛ تا آن‌جا كه اكثر نويسندگان و شاعران و مترجمان از جمله: احمد شاملو، مهدي اخوان ثالث، م. آزاد، منوچهر آتشي، داريوش آشوري، تقي مدرسي، بهرام صادقي، مصطفي رحيمي، عبدالحسين آل رسول، يدالله رؤيايي، صفدر تقي‌زاده، محمدعلي صفريان، سيروس طاهباز، پرويز مهاجر، رضا سيدحسيني، ناصر تقوايي، ميهن بهرامي و ديگران با آن همكاري كردند.

اما محمد حقوقي با نوشتن مقاله‌ي «كي مرده، كي بجاست» در سال 1345 بود كه در ميان اهل شعر شهرت يافت. او در اين مقاله به وضع شعر ايران پرداخت و با تقسيم‌بندي شعرها به اشعار دوره‌يي، اشعار گمراه، اشعار مغشوش و اشعار پيشرفته، حد هر يك از شاعران مشهور تا آن زمان را بازشناساند و درنهايت شعرهاي پيشرفته‌ي ايران را تنها در آثار هفت شاعر از پيروان نيما بازديد: ‌احمد شاملو، مهدي اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، م. آزاد، منوچهر آتشي، سهراب سپهري و يدالله رؤيايي كه به گفته‌ي خودش، اينان شاعراني هستند كه شعرشان هنوز نيز شعر مطرح ماست.

حقوقي در تابستان 1349 همراه با ابوالحسن نجفي به تهران آمد و با آمدن آنان و نيز گلشيري در چند سال بعد، «جنگ اصفهان» عملا تعطيل شد. او پيش از سفر به تهران در كنار «جنگ اصفهان» جز مقاله‌ها و نقدهايي كه نوشت، تنها دو مجموعه‌ي شعر منتشر كرد: «زوايا و مدارات» و «فصل‌هاي زمستاني» و در واقع پس از ورود به تهران بود كه به درخواست مؤسسه‌ي فرانكلين، كتاب «شعر نو، از آغاز تا امروز» و به پيشنهاد سازمان كتاب‌هاي درسي، كتاب «ادبيات معاصر ايران» را به رشته‌ي تحرير درآورد و تا سال 1357 جز كتاب «چهره‌هاي شعر امروز»، سه مجموعه‌ي شعر نيز با نام‌هاي «شرقي‌ها»، «گريز‌هاي ناگريز» و «با شب،‌ با زخم، با گرگ» را انتشار داد؛ تا آغاز دهه‌ي 60 كه شعر بلند «خروس هزاربال» را تحت تأثير جنگ و نيز نخستين مجموعه از كتاب‌هاي «شعر زمان ما» را كه در واقع بازنوشته‌ي همان مقاله مفصل او در ششمين شماره‌ي «جنگ اصفهان» درباره‌ي احمد شاملو بود، به چاپ رسانيد.

حقوقي از اواخر سال 63 تا اواخر سال 64 را در سوييس به سر برد و تا پايان دهه‌ي 60 تنها دو كتاب ديگر منتشر كرد: «خروس هزاربال» را همراه با بخشي از شعرهاي «برني» و نيز كتاب «شعر و شاعران» را كه گردآورده‌اي از مقاله‌ها و نقدهاي او بود.

محمد حقوقي در سال 70، در سن 54سالگلي ازدواج كرد و نخستين مجموعه‌ي شعرهاي عاشقانه‌ي سپيد خود را با نام «گنجشك‌ها و گيلاس‌ها» نوشت و درواقع با نوشتن اين شعرها بود كه شوق نوشتن بار ديگر در او نيرو گرفت، تا آن‌جا كه دهه‌ي 70 را سرشارترين و پربارترين سال‌هاي زندگي خود مي‌دانست. او در اين سال‌ها جز تكميل كتاب‌هاي «شعر نو از آغاز تا امروز» و «ادبيات امروز ايران» كه هر كدام در دو مجلد انتشار يافت، چهار جلد ديگر از كتاب‌هاي «شعر زمان ما» را نيز به ترتيب درباره‌ي مهدي اخوان ثالث، سهراب سپهري، فروغ فرخزاد و نيما يوشيج به دست چاپ داد و در كنار آن‌ها، مجموعه‌هاي «شب مانا شب»، «دالان‌هاي بلند عصر»، «از بامداد نقره و خاكستر»، «سبدها»، «از دل تا دلتا» و «اندوه‌يادها» را نيز منتشر كرد.

مجموعه‌هاي شعر «سطح‌هاي شعر در سطرهاي نثر» و «از صدا تا سكوت» نيز از ديگر آثار او هستند كه اواخر سال گذشته منتشر شدند.


حافظ موسوی در پیامی شفاهی به مناسبت فوت حقوقی گفت:

حقوقی از جمله کسانی بود که کارش را با ادبیات کلاسیک شروع کرد و در این حوزه کارهای بسیار محکم و استواری ارایه کرد. از جمله آن‌ها می‌توان به چند قصیده اشاره کرد که یکی از آن‌ها در کتاب «خروس هزار بال» چاپ شده است.

حقوقی زمانی که به شعر نو رو آورد به عنوان یک شاعر، ادیب و منتقد هوشمند در جامعه شناخته شد. او از بنیان‌گذاران حلقه اصفهان و جنگ اصفهان بود که به همراه کسانی چون هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی، احمد میرعلایی و ضیا موحد نقش مهمی در معرفی ادبیات مدرن ایران و جهان به جوانان آن‌ سال‌ها که من یکی از آنها من بودم، ایفا کرد.
 
موقعیت حقوقی در نقد ادبی ایران موقعیتی واقعا ممتاز و یگانه است. حقوقی وقتی پای شعر و ادبیات در میان بود واقعا با کسی شوخی، دوستی و بده‌بستان نداشت.

 به گمان من منصف‌ترین منتقد دو، سه دهه اخیر کشور محمد حقوقی بود. حقوقی از جمله بزرگانی بود که اگر دو خط شعر یا مطلب از کسی می‌خواند و می‌پسندید به دور از اینکه نویسنده آن مطلب چه کسی است و از چه جایگاه و شرایط سنی برخوردار است، با کمال صمیمت نظر خود را بیان می‌کرد و هیچ ابایی نداشت که در جمع بزرگان از یک نوآمده با استعداد تعریف و تمجید کند. حقوقی از نظر صداقت و شرافت حرفه‌ای انسانی کم‌نظیر بود.

در سال‌های اخیر او امضای خود را پای کمتر بیانیه‌ای گذاشت؛ طوری که خیلی‌ها گمان می‌کردند او فاقد دیدگاه سیاسی و اجتماعی است و نسبت به سرنوشت جامعه خویش بی تفاوت است. اما آنهایی که با او حشر و نشر داشتند می‌دانستند که دل و جان او با مردم و جامعه‌اش بود و هرگز شان حضور خود را به  مسائلی چون قدرت و قدرتمندان نیالود.
 
حقوقی طنزپردازی فوق‌العاده بود. در جمع دوستانش در این زمینه خاطرات فراوانی از او نقل می‌شود. برای جامعه ادبی ما درگذشت او به‌راستی تاسف‌بار است. 

من این ضایعه را به بانوی گرانقدر و فرزانه آن شاعر عزیز و جامعه ادبی ایران تسلیت می‌گویم.



محمد علی بهمنب نیز ضمن تسليت به مناسبت درگذشت محمد حقوقي و اشاره به نگاه متعهدانه اين شاعر نسبت به تحولات شعري عصر خودش گفت: حقوقي بزرگ بود و از اهالي امروز. من با او آشنايي نزديكي داشتم. حقوقي به شعر و شاعران هم عصرش خدمت بسیار كرد.
 
وي درباره نگاه دقيق اين شاعر به موضوع شعر اضافه كرد: حرف‌هاي حقوقي آن قدر سيال و ادامه‌دار بود كه گاهي عزيزان ارادتمندش را به خستگي مي‌كشاند؛ ولي اين خستگي در نهايت برايشان درسي سازنده و منجر به آفرينشگري بود.
 
وي تاكيد كرد: مسلم است كه كه او جايش خالي است و خالي خواهد ماند تا حقوقي ديگري آفريده شود. شرح بيش از اين را درباره او بايد با مكث و تامل انجام داد؛ چرا كه براي شاعران و به‌ویژه جوانان، منبعی ‌آموزشی و راهگشا بود.
 
بهمني در پاسخ به سوالي مبني بر با اهميت‌ترين شاخصه شعري حقوقی خاطر‌نشان كرد: نگاه حقوقي متفاوت‌تر از نگاه هم‌عصران خود بود. او هيچ‌گاه نگاه بيروني به شعر جوانان نداشت و سعي مي‌كرد نوعي كالبد‌شكافي دقیق از چينش واژگان و نوع تفكري كه در آن شعر وجود داشت را ارایه دهد.  

بهمني با بيان خاطره‌اي درباره يكي از نقطه‌نظرهاي حقوقي نسبت به شعرش گفت: او درباره شعر خود من هم بدون هيچ رودربايستي حرف مي‌زد و مرا متوجه زاويه‌اي ديده نشده در شعرم كرد و اينكه چه مكث‌هايي بر چه واژگاني داشتم كه مي‌بايستي بر روي كليت شعر باشد؛ نه يك واژه.
 
وي در پايان افزود: آن بزرگوار بسيار با حوصله درباره شعر صحبت مي‌كرد تا ديگران به خوبي به قول خودمان شيرفهم شوند و هيچگاه سخني را در نيمه رها نمي‌كرد. من در درك و تعهد، تا به حال كسي را مانند ايشان نديده‌ام.


علي باباچاهي با بيان اين‌كه محمد حقوقي از تك‌چهره‌هاي نقد شعر فارسي به شمار مي‌رفت، نقد او را نقدي تحليلي توصيف میکند.
او در مصاحبه ای شفاهی گفته بود:

گفت: دو نقد در ادبيات معاصر ما رواج داشت؛ يكي نقد تهييجي و ديگري نقد تحليلي بود كه اين‌ها در سپيده‌دم شعر فارسي از دهه‌ي 40 به اين‌سو رواج يافت. در زمينه‌ي نقد تهييجي، رضا براهني فعاليت مي‌كرد و در نقد تحليلي، حقوقي جاي داشت.

او در ادامه متذكر شد: نقد حقوقي در عين تحول و دقت و پيشرفته بودن، با كمي احتياط در شعر معاصر ما شكل مي‌گرفت.

او همچنين با اشاره به حضور حقوقي در «جنگ ادبي اصفهان» توضيح داد: حقوقي را مي‌توان در «گروه اصفهان» جاي داد؛ گروهي كه كساني چون ابوالحسن نجفي، منوچهر بديعي، محمد كلباسي و ضياء موحد در آن جاي داشتند كه اين‌ها در فضاي ادبي ايران و نقد شعر ايران مؤثر و فعال بودند.

باباچاهي افزود: حقوقي با مقاله‌ي «كي مرده كي به‌جاست» نقطه‌ي جدي و حركت تحقيقي و تحليلي جديد خوبي را به وجود آورد كه شعر ايران را از نوعي پراكندگي احتمالي نجات داد.

او با بررسي شعر شاعراني چون سپهري، شاملو، اخوان و فروغ كار خود را پي گرفت و در بخش پاياني كتاب‌هايش، نمونه‌هايي را از آثار شاعران آورد كه محوريت آن‌ها به زعم حقوقي، «شكل» بود.

اين پژوهشگر تصريح كرد: حقوقي آن‌چيزي را كه نيما به عنوان ساختمان شعر معاصر و شعر نو فارسي مطرح كرد، به عنوان ساختمان و شكل شعري مطرح و بر وحدت ارگانيك شعر تأكيد كرد؛ بنابراين خيلي از شاعران را معطوف به چيزي كرد كه تا آن موقع زياد موضوعيت نداشت.

باباچاهي با تفاوت قائل شدن بين ساختار و ساختارگرايي و شكل شعري كه حقوقي مطرح مي‌كرد با ساختارگرايي كه بارت مطرح كرد، يادآور شد: همان تعريفي كه حقوقي از شكل و از صورت شعر مطرح مي‌كرد، زمينه‌اي فراهم كرده است كه تفاوت اين دو را دريابيم. حقوقي فرصت نكرد به پساساختارگرايي بپردازد و به اين نكته برسد كه نوع ديگري از صورت را از ديد پساساختارگراها ببينند.

او در پايان متذكر شد: وجود و حضور حقوقي در عرصه‌ي نقد فعال و مولد بسيار مؤثر بود. 

هوشنگ گلشيري نیز از محمد حقوقي به عنوان شعرشناسي غريب با ذوقي سليم ياد كرده است.

 گلشيري كه در زمان انتشار «جنگ اصفهان» با محمد حقوقي در معاشرت و ارتباطي نزديك بوده، در مقدمه‌اي كه بر مجموعه‌ي داستان «نيمه‌ي تاريك ماه» نوشته، درباره‌ي او آورده است: حقوقي از شعر كهن شروع كرده بود. وقتي ما ديديمش، داعيه‌ي قصيده‌سرايي داشت، در ادب كهن هم دستي داشت و حداقل كتاب‌هاي معمول و دواوين را خوانده بود و مسلط به زبان بود. مدتي در تهران زيسته بود و چندتايي از اهل ادب را مي‌شناخت. بعدها زبان اخوان را وام گرفت و بالأخره به زباني مستقل رسيد.

اين داستان‌نويس همچنين از حقوقي به عنوان معلمي درخشان ياد كرده است.



بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/219




ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)