آخرین به روز رسانی : 8 تیر 1388

  • Currently 4.5/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
4.5/5 (2 : کل آرا)

دو غزل از طاها میر حسینی

آه ! شهرم همه‌ ی سال هوایش ابریست/بالم آزرده شد از تنگیِ بارانی ‌ها/ من به آئین قفس از تو غزل می‌گویم/از تو ای دلخوشی آخر زندانی ‌ها/همرهانم غزل آخر خود را خواندند/کِی به من می‌رسد این دور غزلخوانی ‌ها...






غزل اول:


دعوتی می‌رسد از محفل حیرانی‌ ها

که بیایید به مهمانی ویرانی‌ ها

 

بشتابید بیایید دلی را ببرید

که حراج است در این دوره‌ی ارزانی ‌ها

 

قبله ­ها مضحكه­ ي قبله ­نماها شده ­اند

مهرها سوخته از داغي پيشاني­ ها

 

خالي خاطره ­ها مانده و تنها شده ­ايم

مثل بشقاب کثیف، آخر مهمانی ‌ها.........

 

چه بگویم که چنین خیره نگاهم نکنی؟

آخر از فلسفه‌ ی درد چه می ‌دانی؟ ها؟

 

آه ! شهرم همه‌ ی سال هوایش ابریست

بالم آزرده شد از تنگیِ بارانی ‌ها

 

من به آئین قفس از تو غزل می‌گویم

از تو ای دلخوشی آخر زندانی ‌ها

 

همرهانم غزل آخر خود را خواندند

کِی به من می‌رسد این دور غزلخوانی ‌ها


---------------------------------------

غزل دوم:


و زخم، چشمه ی سرخیست محضِ بودن تو
گلوله بود و گلو بود و گاهِ رفتن تو

بگو! خلاصه ی ما چشمه چشمه می جوشد
ندای سرخ وطن، وقت لب گشودن تو

شکسته های تو شعرند، تکه های من اند
چه تکه تکه غزل گفته اند با منِ تو

سفیر سُربی آنها، ضریح سبز من است
گلوله ای که تبرک شده ست با تن تو

نشسته ام که دوباره ورق سیاه کنم
ردیف و قافیه، شرمنده ی سرودن تو

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/216



نظرات (5)



من به شخصه غزل اول رو بسیار پسندیدم.و واقعا لذت برم...

تعبیرات زیبا و پیشرویی داشت.آفرین



به نظر می رسد در بیت دوم غزل اول ( حراجی در دوره ی ارزانی ها ) چیز شگفتی نباشد . لااقل آنقدر عجیب نباشد که شاعر با توسل به آن بخواهد اعجاب و تحسین مخاطب را برانگیزد .
و بیت (چه بگویم که چنین خیره نگاهم نکنی؟
آخر از فلسفه‌ ی درد چه می ‌دانی؟ ها؟ )
را بیش از دیگر ابیات دوست داشتم . به نظرم شاه بیت این غزل است . گرچه نباید از نظر دور داشت که ( تو ) در این بیت و بیتی با قافیه ی ( زندانی ها ) هویت مشخصی در این شعر ندارند . شعر با مخاطب قرار دادن ضمیر جمع شروع شده و مخاطب در دو بیت با ضمیر مفرد مواجه شده که نوعی صمیمیت و البته با مسامحه وجهی رمانتیک و عاشقانه به فضای کلیت اثر تزریق کرده که این شعر به آن نیازی ندارد .
و در غزل دوم معتقدم وزن شاد و ضربی این غزل چندان مناسب مضمون و محتوای آن نیست . گذشته از اینکه کلیت اثر هم کمی تصنعی به نظر می رسد و در انتقال احساسات شاعر به مخاطب توفیق چندانی نیافته .



غزل زیبایی بود غزل اول . اما دومی خیلی سطحی به نظر میاد .



هر دو غزل زیبا هستن اما اولی رو بیشتر دوست می دارم و البته دومی هم کار خوبی در اومده.



واقعا لذت برم...



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)