قطع درختان/در عصر ارتباطات/يا مواجه شدن با مرگ غير طبيعي؟/ چقدر برگ مي ريزد/وصدايی از چشم انداز در نمی آید!
مرگ بر برگ فرود آمد و از ریشه گذشت
باغ در یورش سنگین تبرها تنهاست
(ر.رسولی)
(برای ندا و زخم های سرزمین)
پروانه ها می ریزند
با اجتماع رنگ ها
درختان ، دسته جمعی می میرند
گورکن
به زمین وسیعی فکر می کرد
سرزمین مادری را کند.
..............................................................................
سكوت يعني تحريك
با نتهاي سوخته
ـ جنگِ بالقوه ـ
تفنگها برگشته اند
روبه شقيقه ي آفتاب
با هدفي روشن
تصميم با چه كسي است ؟
قطع درختان
در عصر ارتباطات
يا مواجه شدن با مرگ غير طبيعي؟
چقدر برگ مي ريزد
وصدايی از چشم انداز در نمی آید!
از روزنامه ها چه خبر
خبر جذب مي كنند ؟
دبير سرويسِ تان تصادف نكرده
با تنه ي درختان ؟
در مدار اين ذهن
چشم هاي ناشناسي جاسوسي مي كنند
يعني تحركات غير عادي
تجاوز به ديد گاه
پدر !
مقصر كيست ؟
در وضعيت اضطراري مرگ بهتر تصميم مي گيرد
يا مرگ ؟

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
ایران این روزها باند پیچی نیاز دارد
کار اول را خیلی دوست دارم
در مورد کار دوم هم برخی سطرها برایم خیلی جالب بود
چقدر برگ مي ريزد
وصدايی از چشم انداز در نمی آید!
در شعر اول می شد مرگ دسته جمعی درخت ها را با اشاره به گورهای دسته جمعی به طور ضمنی بیان کرد .
و در شعر دوم به نظرم تعدد جملات کوتاه پی در پی کمی آزاردهنده است .
و ÷س از جمله ی ( تصمیم با چه کسی است ؟ ) ذهن مخاطب به طور ناخودآگاه در پی تصمیم گیرنده و یا تصمیم گیرنده ها می گردد و حال آنکه با دو تصمیمی که ممکن است گرفته شود روبرو می شود .