خسته شدم از
کودکی ِانقلاب،/از خردادهایی که
مشامم را می آزارد/از بس صدای
پرندگان مرده شنیدم/از تابوتهای گریزان
در پشت بامها/و از پوتین
سربازان،که گلهای باغچه
ام را لگد کرده اند...
شعر آزاده دواچی
حاشیه ام را به کناری ببر
تا از دهانم ،خون تراوش نکند
تا مناجاتی باشم ،
روی دیوارهای هرخانه ای
تا کلاغهای سبز ،
پرنده های سرخ ،
بالهایشان را رویم بگشایند
خسته شدم از کودکی ِانقلاب،
از خردادهایی که مشامم را می آزارد
از بس صدای پرندگان مرده شنیدم
از تابوتهای گریزان در پشت بامها
و از پوتین سربازان،
که گلهای باغچه ام را لگد کرده اند
صورتم را در دستت بگیر،
و چشمهایم را در کاسه ای بگذار
تا تلف شدن لک لک هایی را نبینم
که بر شانه ام آشیا ن کرده اند
استخوانهایم را ،
در این آبهای کم رنگ حل کن
نگاهم را به بغل گیر،
تا چشمم به داسهایی نیفتد
که سر مترسکها را بریده اند
حاشیه ام را بگیر
سرم را بلند کن
تا تصویرم را کدر ببینی
که رو به آفتاب، آرام نم می کشد
و خو نی کم رنگ ،
از لبانش بیرون می زند
خسته ام، حاشیه ام را بگیر

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
سلام
باور کنید همه خسته اند...
خسته از...
شما گفتید...
سلام
ممنون آزاده عزیز که با بیان قشنگت حرف دل مردم رو می زنی.
در این شعر با انبوه جملات امری و غیر امری که هر کدام به منزله ی یک جمله ی شرطی مستلزم حضور جمله ای به عنوان جواب شرط هستند مواجهیم . شاعر می گوید :
حاشیه ام به کناری ببر / تا . . . / تا . . . / تا . . .
خسته شدم از کودکی انقلاب / از . . . / از . . . / از . . . / از . . .
چشم هایم را در کاسه ای بگذار / تا . . .
نگاهم را به بغل بگیر / تا . . .
سرم را بلند کن / تا . . .
این ساختار نحوی البته مستلزم حذف افعال به قرینه هم می باشد و نیز به گونه ای مستلزم تکرار و در پی آن اطناب .
فکر کنم با توجه به مضمون زیبایی که این شعر دارد شاعر می توانست با کمی وسواس و سخت گیری بیشتر نتیجه ی بهتری بگیرد .
گذشته از ساختار نحوی این شعر در حوزه ی معنایی نیز می توان به نکاتی اشاره کرد . اول اینکه عناصری چون کلاغ های سبز/ پرنده های سرخ / بال / صدای پرندگان مرده / لک لک ها / آشیان / و . . . همگی حول یک محور می چرخند اما ناتوانند از اینکه شعر را به سمت و سویی واحد هدایت کنند . و در پایان شعر شاعر که به خاطر پرنده ها اندوهگین است برای مرگ مترسک هم اظهار ناراحتی می کند در حالیکه مرگ پرنده و مرگ مترسک دو مقوله ی کاملا متضادند و در تقابل با هم قرار دارند ( لااقل در سنت های شعر تا به امروز )
همچنین دو عنصر انقلاب و خرداد : که به نظرم در کلیت این شعر بسیار غریب افتاده اند و بعید میدانم این شعر اگر تحت شرایط حاکم سروده نشده بود شاعر به این دو وازه جواز ورود به این شعر را می داد .
garagarga.blogfa.com
garga.gara@yahoo.com
هفت تیر کودکیم را پیدا می کنم
روی سرم می گذارم و شلیک می کنم
من می میرم!
اسباب بازی ها هم مثل ما انسا نها بزرگ می شوند!
مرسی از شعرهای زیباتون