آخرین به روز رسانی : 6 تیر 1388

  • Currently 3.2/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
3.2/5 (4 : کل آرا)

شعری از گروس عبدالملکیان

فصل ها می گریزند/و خورشید/که هی غروب می کند/خرداد را پر از خون کرده...









سرریز کرده این پاییز .

برف با لکه های نارنجی

بهار با لکه های زرد


 

فصل ها می گریزند

و خورشید

که هی غروب می کند

                      خرداد را پر از خون کرده.


ما

سراسیمه فرار می کنیم

و کوچه های بن بست

                           که آن قدر زیبا بودند

                                         این قدر ترسناکند



بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/199



نظرات (8)



در هم بردن ژانرها در هنر امروز از یک سو یک شگرد پست مدرنیستی و کارآمد و از سوی دیگر بدعتی هنوز تاثیرگذار و آشنایی زداست . شما در موقعیت خطیر اکنون خوب از این شگرد بهره برده اید . حالا هر دو را دارید . هم غنایی نوشته اید و هم حماسی . هم حساسيت خود را نسبت پيرامون خود بازتابانده ايد و هم به شعر هو في نفسه شعر پرداخته ايد . در این عرصه دست یابی به تعادل بین فرم و محتوا ، سخت است و قربانی گیر . شما نه تنها قربانی نشده اید بلکه یک شعر خوب دیگر به کارنامه ی درخشان شعری تان اضافه کرده اید . دم تان گرم تر از پيش !



سلام
کوتاه اما بسیار زیبا
شعر خوب نیازی به بلند بودن ندارد...
شعر باید در عین کوتاهی بیانگر خوب مضمون مورد نظر باشد
پایدار باشید




/ سلام

/روشنايي راه
از حضور ماه نبود
چه قدر راه هاي تاريك از من گذشت
چه قدر خيال حضور ماه پرپر شد
و آسمان به كوچه هاي فراموشي رفت
ولي من نمي دانستم
روشنايي راه
از عبور كودكاني بود
كه از خواب سيب هاي شبانه مي آمدند....


سرافراز باشید .



در بین تمام شعرهایی که خواندم .
شعر آقای عبدالملکیان ویژگیهای زیادی داشت . مهمترین ویژگی همان حفظ کردن شعریت یک شعر بود.
یک اثر زیبای دیگر را از گروس خواندم .



بند آخر این شعر را شعر مستقل و کاملی می دانم . این بند آنقدر قدرتمند و استادانه پپرداخته شده که اصلا نیازی به مقدمه چینی ها و فضاسازی های سطرهای قبلی ندارد . بویژه اینکه بازی با عنصر فصل ها دیگر از ساده ترین و دم دستی ترین عناصر برای ورود به مضمون اصلی شعر است .



باد را باید کشت
باد سرد پاییزی را می گویم
از چه رو می شکنی ساقه ی زنبق را باد
زنبق ترد بیابانی عاقبت بر تو و بیداد تو خواهد شورید



با سلام
[جناب عبدالملكيان تصوير اوج شعرتان بسيار تكراري به نظر مي رسد
اما خوب بود لذت بردم



در كوچه هاي آزادي

زنان چشم سبز

با گلوله كشته مي شوند

شاعري ناشناس از ايران



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)