آخرین به روز رسانی : 1 اردیبهشت 1388

  • Currently 2/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
2/5 (3 : کل آرا)

شعری از علی قربان نژاد

 

 با چه زبانی به این جماعت بگویم/که آشنای هیچ کدامتان نیستم/که عاجزترین اعتراف زمینم/سری در آسمان دارم/و دعای خیری که هرگز/از دستانم بالا تر نرفت

 

 

 

 

 

 

 

در زمزمه های مادر بزرگ پیدایت کردم

و تو را

در خاطراتی که بعد از من نوشته خواهد شد

انباشته می کنم

هیچ کس نمی داند

برای نوشتن همین چند خط ساده

خودکارم چه دردی کشیده است

در همین چند خط

تو ایستاده ای

و روبروی این شعر جماعتی که سکوتشان

رضایت نیست

همین ها را هم اگر بخواهی

به رگ های خیابان می سپارم

تا جایی دورتر کوهی زبانه بکشد

از تو پرت شده ام

آسمان تا روی شانه های من آمده پایین

ستاره های دور سرم را گیج می خورم

حالا از روبروی این شعر

یکی آب می پاشد

و کسی زیباییش را

 در رگ های من تزریق می کند

با چه زبانی به این جماعت بگویم

که آشنای هیچ کدامتان نیستم

که عاجزترین اعتراف زمینم

سری در آسمان دارم

و دعای خیری که هرگز

از دستانم بالا تر نرفت

مهم نیست

تو اما با کدام چشم من آشناتری

تو اما از کدام سمت من

مادربزرگ نگفته بود

نگفته بود و شوخی زمین رودبار حادثه شد

حالا کجای خزر گریه کنم

با کدام شانه که آسمان نلرزد

اتاق کوچکم اگر باغچه ای می شد

تمام جنگلها را مشت می کردم

تا روی این خط قرمز بکوبم

از فومنات میرزا

تا خلیج غارت

از ستون های زانو زده ی تخت جمشید

تا نیشابور عشق

چه کسی سوت پایان را زد که سوم شدیم  !

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده

(Trackback URL) آدرس ارسال بازتاب : http://8aaad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/121



نظرات (4)



از خوندن شعر شما لذت بردم، موفق باشید...



شعر خوب شروع شد
اما یهو تغییر جهت داد؟
اولش رو بیشتر دوست داشتم
از قسمت مادر بزرگ نگفته بود
شعر دو تکه میشه
البته از نظر محتوایی



ين يك شعر نيست ! منظورم اين است كه بيشتر از يك شعر است ! منظورم اين نيست كه شعري عالي و فراتر از اشعاري است كه در اين روزگار زياد مي خوانيم ! اصلن صريح بگويم اين يك درددل پاره پاره و احساساتي ست . اطناب دارد . فاقد نظامي ساختمند است . عبارات و مضامين نسبتن خوبي دارد كه شايد بعضي هايشان با كمي دستكاري بتواند يك شعر كوتاه متوسط از آب در بيايد . آها منظورم همين بود ! اين كار ، مجموعه اي پراكنده از احكامي شاعرانه است كه حسي رمانتيك آنها را كنار هم مونتاژ كرده است . قربان نژادي كه من مي شناسم كمي از اين سختگيرتر بود .



در شعر موضوعات متعددی بیان می شود که با توجه به توانایی های ایشان می توانستیم با شعر های کوتاه همراه با تصویر سازی های قوی روبه رو شویم اگر به گنجایش یک موضوع توجه داشته باشیم.



ارسال نظر



(شما می توانید از برخی تگ های HTML استفاده کنید)