در ما پرنده ای زندگی می کند/که اهلی نیست/هرروز به شیشه می خوریم/و گیج می افتیم
ابرها
با چهره ای گرفته
روزی را برای ما گریه خواهند کرد
نگاه کن
این تصویر ساده ای از پوسیدگی ست
انگشت روی هرچیز بگذاریم
دستهامان فرو خواهد ریخت
در ما پرنده ای زندگی می کند
که اهلی نیست
هرروز به شیشه می خوریم
و گیج می افتیم
باید خورشید را برداشت
جایی پنهان کرد
و منتظر گلهای آفتاب گردان بود
ما قلب هامان را در یکدیگر پنهان کردیم
و منتظریم تا مرگ بیاید
و دسته جمعی به خانه برگردیم

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
ارسال نظر