من موهايم را مي بندم تا باد را از خانه بيرون كرده باشم/و گلهايت را در گلدانم خشك مي كنم/پرده تكان مي خورد و گلها را به رقص مي آورد
" به گلهاي بيشتري نياز دارد، گيسواني كه در باد بلند مي شود"
من موهايم را مي بندم تا باد را از خانه بيرون كرده باشم
و گلهايت را در گلدانم خشك مي كنم
پرده تكان مي خورد و گلها را به رقص مي آورد
_" اما به گلهاي بيشتري نياز دارد گيسواني كه در باد بلند مي شود"
درز پنجره را مي گيرم و دهان همه را مي بندم.
در گوشم مي وزد...
_گلهاي بيشتر...به گلهاي بيشتري نياز دارد...
گوشها را از گوشواره جدا مي كنم و از پنجره پرت مي كنم بيرون!
_اما به گلهاي...
صدا دور مي شود
و من موهايم را باز مي كنم.

بازتابی برای این مطلب ارسال نشده
شعر خوب و قابل تاملی از شما خواندم...
صدا دور می شود و.....
پایان شعر هم عالی بود...
سلام بر شما
آغاز زیبایی داشت
تکرار هم جالب بود
اما از همه زیبا تر پایان بندی جالب این شعر بود
قلمتان سبز و استوار
فرودست وضعيف . حاصل كپي كاري هاي ناشيانه
سعیده جان
در شعرت نگاهی نو دیده می شود. اگر مطالب ذهنی ات را بیشتربپرورانی گفتارت جذاب تر و زیباتر خواهدشد با بهترین آرزوها
اين شعر داراي يك اجراي خوب زباني از فاصله گيري مكاني و محو شدني تدريجي ست . شاعر با تمهيداتي جذاب و البته برآمده از بياني حسي و زنانه كم كم سكوتي آرامش بخش در انتهاي شعر مي رسد . شعري كه به ظاهر ، شخصي اما در واقع ، معترض و داراي تمي اجتماعي ست . البته سطرهاي حشو و توضيحي هم دارد كه بيشتر رعايت مراعات النظير است تا ساختار مثل سطر خشكيدن گل ها در گلدان كه نقشي در پيشبرد شعر ندارد . روي هم رفته شعري شنيدني از آب درآمده است .