آخرین به روز رسانی : 3 مرداد 1389
اخبار ادبیات

زرین‌پور در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: در حال حاضر در تدارک دومین و سومین مجموعه شعرم برای چاپ هستم. اما همچون نخستین مجموعه شعرم ویرایش این کار را با دقت و وسواس ویژه‌ای انجام می‌دهم. وی با تاکید بر این که ویرایش برایش مهم‌ترین اصل در سرایش شعر به حساب می‌آید اظهار داشت: در مجموعه شعر «ای کاش ...

داستان
داستانی از آرش شفاعی
سرما می خوری

انگشت شصتش را فرو کرد توی گودی بالای نارنگی درشتی که از وسط پلاستیک میوه ها انتخاب کرده بود. نارنگی را با پوست نصف کرد و نصفش را گرفت جلوی شهرام. دستت درد نکنه نمی خورم. ناز نکن . شهرام ...

داستانی از آیت دولتشاهی
از ورای کوچه

درست توی این لحظه من باید توی آمفی تیاتر می بودم و به عنوان اولین سخنران سمینار کنترل جمعیت و تنظیم خانواده سخنرانی می کردم اما بازهم مثل چند روز گذشته بالای این کنگره های بلند ایستاده ام و از ...

داستانی از علیرضا محمودی ایرانمهر
رژمسی براق

شاید او در آخرین لحظه‌ی زندگی‌اش چشمان مرا با صدای تو به یاد آورده باشد، بی آن که فرق میان من و تو را بفهمد. حتما تو هم شنیده‌ای که جسدش باید جایی در گودال‌های بیابان آن سوی رود جا ...

داستانی از مهدی پدرام
کلاغ قرمز

1 خواب می‌‌بينم كمی تا قسمتی یک كلاغ هستم. يك نيمه كلاغ يا چه مي‌دانم. حالا كلاغ.  با يك كاپشن كاملن  قرمز كه توي اين تاريكي مثلن برق مي زند. يكي از همان كلاغ‌هاي قرمزي  كه آسمان خدا را بد ...

داستانی از گلسا شهریاری
در نیمه باز یا باز باز

مرد 180 سانت قد داشت پنجره 100 سانتی خاک گرفته کنار میزش هر روز راس ساعت 4 باز میشد و این دقیقاً همان ساعتی بود که شکل پرونده‌ها و کاغذهای روی میز 170 سانتی‌اش به فرورفتگی و بر آمدگی‌های فاصله ...

داستانی از سامان بهاروندی
آخرین ماموریت برای یک عضو ساده ی حزب

آقای صانعی هنوز چهل و نهمین لوح تقدیر را به دیوار اتاق نشیمن و درست روبروی مبل دو نفره و پشت تلویزیون سی و دو اینج شان نصب نکره بود که یک لحظه انگار که به او الهام شده باشد ...

داستانی از آزیتا قهرمان
گوزن طلایی و پایان خوش

سر کلاس درس سوئدی اولریکا معلممون جزوه ای که رو صفحه اولش داستانی نوشته شده بود داد به همه شاگردها..... آخرداستان به اشتباه صفحه ی دیگه ای چاپ شده بود .....در نتیجه همه شاگردها هر کدو م شروع کردند یک ...

داستانی از آرمان محسن زاده
بستن و باز کردن بند یک کفش

ساعت پنج عصر بود و بعد از یک خواب چند ساعته که بیشتر باعث کسلی شد تا شادابی ، خواستم به خیابان بروم تا هوایی تازه تنفس کنم . نمی دانم چرا بی حوسله بودم ؛ به خود گفتم با ...

داستانی از احمدرضا توسلی
خورشید تو نمی آید

روی سرش می ایستاد. سقف اتاق دور بود، آن قدر که همیشه حس حقارت را درونت بزرگ می کرد و نور زرد لامپی که لای توری پیچیده شده بود سایه ی عظیم مرد را اول به پشتش، سپس روی زمین ...

داستانی از نعمت مرادی کاکاوندی
عنکبوتی که مرد

اصلا به حرفام گوش نمی دن- انگار نه انگار - هر کسی واسه خودش  هر کاری دوست داره می کنه. تو حیاط همش باید مگس بازی بکنم. اون از آبجی شهرزاد، این هم از با با که مدتیه اصلا حرف ...


شعر
تازه ها:اسماعیل مهرانفر

با این دست/کمی از روزهایم را غلط کرده ام/و اجازه ام طوری است که هیچ کس به دستشویی نمی بَرَدم/برهنه همان چای شیرین بود/همین جای شیرین بود/که با بهار دست از سر این تقویم بر می داشتیم/و راس ساعت ...

شعری از مهرنوش قربانعلی

جهان استراحتگاه ييلاقي‌ام بود/با ضربان تنفس‌اش از شوق ُپر مي‌شدم/در وسعت چشمان دشت‌ها بيكران مي‌شوم/تصميمي چشمم را گرفته است/سايه‌اي كشيده به درختان فخر مي‌فروشد/تصميمي چشمم را گرفته است/كاش از كسي آموخته بودم/مي‌شود از رويايي دست برداشت

شعری از بابک خوشجان

صدا نیست/سکوت ایرج بسطامی است/آرمیده زیر خشت های ارگ./داد نیست/بیداد مشکاتیان است./سیب گاز خورده ی سربداران است/روی میز قاضی القضات باشتین/آب دهان شبلی است/روی صورت فرزاد کمانگر

شعری از علی اسداللهی

پاییز/با اعتراف چند روز "بارانی"/بایگانی شده در کمد/بهار/با پیراهنی که از رو عرق کرده/بر تن ابر/و یک گوشه/چتری/که خاطراتمان را/ مشت کرده و نم پس نمی دهد

شعری از علیرضا فراهانی

تابلوها/گردهای خاصی به خود گرفته اند/و پاها/از ادامه ی راههایی که می روند/بر نمی گردند/نشانی ها به هم ریخته

چهار شعر از مرجان مهدوی

شاخه های شکسته/ردپای باد دیوانه اند/و/دیوانه تر/درختی که به خود شاخه های تازه می آویزد/ زندگی دیوانگی ست/با برداشتن از مرگ های تازه/ردپای مرد دیوانه/در کوچه فصل های تازه

سه شعر از ناهید عرجونی

دوباره به من دروغ بگو/بگو که رویاهایت/میان مرگ ومن/پرسه نمی زند/ تنت را چند بار خلاصه کرده ای/میان طناب وتن اب/چند بار مرد شده ای/به مرگ فکر کرده ای /به پیراهنم که نباشد/چند بار به من/ دروغ بگو قهرمان/مگر ...

شعری از حسین دیلم کتولی

تا آب ازآب/تکان نخورد/روی بوم ها صدای تورا کشیدم/فاصله ام با پیاده ها به اندازه یک عکس بود/زن توی قاب یادش از خدا بزرگتر شده بود/سنگ که به پنجره خورد/سکوت آینه ریخت/گلدان بدون آب از ارتفاع ترسید/واز لای پرده ...

چند شعر از داوود مالکی

عملیات به پلاک تو که رسید /خودشو به خواب زد. /ماهی کم داشت /که مُو شهید شدُم /دِ حالا بشمار یک  بشمار دو  بشمار سه ... /اصلن خودِ هشت /اصلن خودمه به خواب /بزنُم /به اروند /تا با ماهیاش ...

شعری از شبنم آذر

ما/ تنها ماندیم/فرشته مهربان آمبولانس/ ما/تنها ماندیم/ و/جای تو خالی ست/تا زندگی را/به بدن های نیمه جان/ بخیه کنی/تا روی پلک های بسته صلح/ملافه سفید بکشی/ روی این خاک/ بالای سر کُشته ها/مرگ هق هق می کند

آخرین نظرات
کل نظرات ارسال شده : 942